دارد و بسيار خطرناك است ؛ بنابراين بهتر آن است كه از استعمال دخانيات خوددارى شود و ممكن است حكم به تحريم استعمال تنباكو و امثال آن به خاطر همان زيانى بوده است كه بعضى از بزرگان متوجه آن بودهاند و ديگر آنكه فقهاى گذشته و حال تصريح به جواز تناول آن نكردهاند بلكه استعمال دخانيات را مطلقا يا در بعضى از مواضع ممنوع دانستهاند و هرگاه چنين احتمالى در كار باشد بهتر آن است كه از استعمال آن احتراز كنند .
هرگاه كسى در مقام اعتراض بگويد تجربه ثابت كرده است كه استعمال تنباكو زيانى ندارد خواهيم گفت تجربه نسبت به فرد واحد يا بيشتر دليل بر آن نيست كه بر همهء بدنها اثر واحد داشته باشد و به فرض آنكه چنان تجربهاى حكمفرما باشد نمىتواند با براهين عقليه كه به درستى آنها يقين داريم مقاومت نمايد .
مؤلف گويد كلام شارح از جهات طبى و شرعى و عقلى خالى از نظر نبوده است از جمله وى مجارى تنفس را با نيهاى قليان و امثال آن مقايسه كرده است درست نيست زيرا دود تنباكو آنگونه كه در نى قليان و امثال آن سرايت مىنمايد در مجارى تنفس سرايت نمىكند .
ديگر آنكه وى در كلام خود گاهى تصريح به خطر و هنگامى تصريح به اولويت ترك استعمال دخانيات نموده و گاهى هم اين امر بر او مشتبه گرديده است .
ديگر آنكه عدم تصريح فقها به جواز استعمال دخانيات دليل بر حرمت آن نبوده است . گذشته از اين كشيدن تنباكو غير از خوردن آن است و حالآنكه شارح در كلام خود آورده است كه فقها تصريح به جواز تناول دودها ننمودهاند .
اعتراض ديگر آنكه هرگاه بعضى از فقها به حرمت تناول دخان تصريح كرده باشند بايد دليل آنها آيهء شريفهء و يحرّم عليهم الخبائث و آيهء ديگر الخبيثات للخبيثين و امثال اينها باشد و حالآنكه اين دو آيه و امثال آن دلالتى بر خبيث بودن تنباكو ندارد و ما در كتاب وثيقة النجاة در چندين موضع از آن كتاب استفادههايى كه از آن آيات مىشود و چگونگى مصاديق آنها را متعرض شدهايم .
ايراد ديگر راجع به بيان اعتراض و پاسخ اوست . بايد گفت اعتراض وى وارد نيست ؛ اولا عدم ضرر نسبت به بعضى همانطور كه دليل بر حكم به جواز نمىشود
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٢٥٤