شهرك دهخوارقان تبريز بر پشت كتاب من لا يحضره الفقيه اجازهاى به خط استاد يادشدهاش براى او ديدم كه در آنجا كمال بزرگداشت را از وى به عمل آورده بوده و مضمون اجازهاش اين است :
كتاب من لا يحضره الفقيه كه اثر تاج اخباريها محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى - قدس سره - باشد بر من عرضه داشت و به مذاكره و مباحثه و قرائت از آغاز تا انجام آن پرداخت و دقت تمام و تحقيق و تفتيش ما لا كلام در قرائت آن به كار برد الشيخ الاجل و الكهف الاظل عمدة الفضلاء فى زمانه و صفوة العلماء فى اوانه الشيخ عبد الكاظم كاظمى - وفقهاللّه اللّه تعالى لمرضاته - و همچنين بخش مهمى از كتاب كافى رئيس محدثان محمد بن يعقوب كلينى - طاب ثراه - و بخشى از كتاب تهذيب الاحكام مرجع شريعه و رئيس شيعه شيخ طائفه حقه محمد بن حسن طوسى - طيّب اللّه تعالى مرقده - را و اين شيخ جليل و مولاى نبيل را از آنجائى كه شايسته براى افاده و وفاكننده به و جاده « 1 » و سزاوار از براى اجازه ديدم به وى اجازه دادم تا آنچه را كه بر من قرائت كرده است و يا مسموعات مرا كه شنيده است روايت نمايد و همان شرطى را با وى منعقد مىسازم كه مشايخ كرام و علماى اعلام و فقهاى اهل بيت و محدثين ايشان عليهم الصلاة و السّلام با من منعقد ساختهاند تا رعايت نمايد چنانكه مراتب يادشده را از نااهل
هامش
- شيخ بهائى و شيخ محمد بن حسن بن شهيد ثانى است . وى مسافرتى به هند كرد و از آنجا به اصفهان و خراسان رفت و در خراسان ماندگار شد و همانجا درگذشت . عموى من شيخ محمد بن على بن محمد عاملى مشغرى علم و فضل و فصاحت و كرم او را مىستود . بخشى از كتابهايى را كه در اختيار داشته از جمله كتاب نكاح از تذكره علّامه را كه اجازهء شيخ بهائى بر آن نوشته شده بود ديدهام و من به توسط عمويم از وى اجازه دارم - م .
( 1 ) - شهيد ثانى در شرح دراية مىنويسد : و جاده به كسر و او مصدر وجد يجد است ليكن اين كلمه از عربى كه مورد وثوق در عربيت باشد شنيده نشده است و عبارت از آن است كه شخصى كتاب يا روايتى را به خط يكى از معاصران ديده باشد و بدون آنكه آن كتاب را از وى شنيده يا اجازه داشته باشد بگويد به خط فلانى چنين يافتم و يا به خط او چنين قرائت كردم و اين نحوه روايت سابقهء زيادى دارد و در رديف مرسلات است در عين حالى كه احتمال اتصالى هم در آن احساس مىشود - م .