نظام هو الدّر المنظّم لفظه * و معناه سحر للبيان يترجم
نعم لفظه كالآي تلقاه معجزا * و معناه منه سحر هاروت يفهم
تكاد معاينه اللطيفة قبل أن * تعلم بالالفاظ بالقصد تعلم
و كم فيه نثر باللئالى مرصّع * و فى وشي ألفاظ القريض مسهم
و كم بنت فكر قد ترقّت ملاحة * و رقّت كلاما فاسترق متيم
- ديوانى كه لفظ آن مانند گوهرى به رشته كشيده شده است و معناى آن حقيقت سحر بيان را به زبان ترجمان ايراد مىنمايد .
- لفظ آن مانند آيههاى معجزهآساست و معناى آن جادوگرى هاروت را به ياد مىآورد .
- معانى لطيف آن به سرحدى است كه پيش از آنكه آنها را از الفاظ آن به دست بياورى خود آنها را از طريق نيت حاصل مىتوانى كرد .
- نثرهاى بسيارى در آن ديده مىشود كه به زيور گوهرها درآمده است و به الفاظ شعرى آراسته گرديده است .
- چه بسيار دختر انديشهاى در آن ديده مىشود كه از حسن و نمكينى ترقى كرده و كلام دقيقى عاشقپسند كه آن را دلباخته آن در اختيار آورده است .
و در چكامهاى به رويه سلوك گفته است :
سفرت شموس خواط الاشواق * فسرت شموس خواطر العشّاق
و تلألات تلك العيون أهلّة * فكنوزها تزكو على الانفاق
- خورشيدهاى خاطرههاى اشتياق به حركت درآمد و خورشيدهاى خاطرات دلباختگان را شادمان ساخت .
- آن ديدگان بودند كه ماههاى شب اول هر ماه را منوّر ساختند و گنجينههاى آنها براثر انفاق به ديگران رو به تزايد مىگذارد و فناپذير نمىباشد .
شيخ معاصر گويد : من او را در مشهد مقدس ديدار كردم « 1 » .
هامش
( 1 ) - در پانوشت آمده است : مؤلف در تعليقهاى كه بر امل الآمل داشته مىنويسد : حويزى از علما -