فرستاده و رسالهء مزبور را به نام وى توشيح كرده و عشرهء كامله ناميده باشد ، زيرا مؤلف در اين رساله از مسائل فقه و حديث بحثى به ميان نياورده و از اين نظر رعايت حال اهل سنّت و جماعت را كرده باشد و ازآنپس كه مناسبت ايجاب كرد تا آن رساله را به پادشاه صفوى تقديم بدارد نخست نام خود را تغيير داده و بهعنوان محمد كاظم نوشته و پس از آن به تغيير ديباچه اقدام نموده است و نام سلطان را عوض كرده و مسائل فقه و حديث را به آن افزوده باشد و طريقهء حقهء شيعه را اشاعه داده و آن را اثنىعشريه خوانده و يا برعكس نخست به نام شاه ايران نوشته پس از آن به نام امير هند كرده و چنان و چنين انجام داده باشد .
بارى ، اين كار در ميان مصنفان معمول بوده و ما همين نحوهء اتفاق را از علماى روزگار خويش مشاهده كردهايم . از جمله همين قضيه را در اين اواخر از استاد علامه شيروانى - قدّس سرّه - به نظر آورديم آنگاه كه شاه سليمان صفوى وى را از نجف اشرف به ايران دعوت كرد نسبت به پارهاى از تأليفات خويش همين رفتار را انجام داد . بالاخره با توجه به آنچه گفتيم مىتوانيم بسيارى از اشتباهات تاريخى را كه از اين قبيل بوده باشد بر طرف سازيم .
پس از اين در تبريز به نسخهاى از اثر فخر الدّين رازى دست يافتيم كه شخصيت مورد بحث ما با خط خود تعليقاتى - كه خالى از تحقيق و تدقيق نبوده - بر آن نوشته بوده .
در خاتمه بايد بگويم پس از اين در باب ميم شرح حال ديگرى از اين شخصيت به عنوان ملا محمد كاظم بن عبد العلى ذكر خواهيم كرد و در آنجا پارهاى از مطالب مفيد را كه مناسب با آن شرح حال باشد متذكر خواهيم شد .
شيخ عبد الكاظم كاظمى
وى از فضلا و علما و محدثان و فقهاى روزگار شاهعباس صفوى و پادشاهان پس از او بود و از شاگردان شيخ حسين بن حسن عاملى مشغرى بشمار مىآيد « 1 » . من در
هامش
( 1 ) - در امل الآمل آمده است : شيخ حسين فاضلى شايسته و بزرگوار و سرايندهاى اديب و شاگرد -