تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
مؤلف گويد ممكن است در اين شرح نسب اختصارى به كار رفته باشد و قاسم جد اعلاى او بوده باشد و يا لفظ ابو در ابو القاسم كه در آغاز شرح حال آمده است زايد و از اضافات ناسخ بشمار بيايد . از پاره‌اى از اشعار او كه در دوران خردسالى سروده چنين استنباط مىشود كه او برادرى هم داشته است و پس از آنكه از مصر بازگرديده و مورد توجه قرار گرفته است ابياتى چند براى برادرش سروده است و همچنين از ابيات او برمىآيد كه دايىاش صفى بن محاسن از ارباب فضل و كمال بوده و او را در مسجدش كشتند و خونبهاى او را به زور گرفتند . مؤلف در پايان شرح حال صفى الدّين مىنويسد دانشمندان فن بديع و كسانى كه دربارهء علم بديع آثارى به جاى گذارده‌اند و يا در مطلق علم بلاغت صاحب اثر بوده‌اند گروه بسيارى از خاصه و عامه‌اند و نام جمعى از آنان را كفعمى در ضمن مطالبى كه از ايشان نقل كرده ، ايراد نموده است از جمله ابن مخزوم كه همان شيخ بدر الدّين حسن بن مخزوم طحان مؤلف بديعيه است كه پيش از اين به نام او اشاره شد ؛ ديگرى شيخ تقى الدّين بن حجه است و ابن ميثم هم از ايشان است و تجريد البلاغة از آثار او مىباشد و ديگر شيخ مقداد است كه تجريد البلاغة را به نام تجويد البراعة شرح كرده است و از ايشان است ابو سعيد شعبان بن محمد قرشى مؤلف بديعيهء عميان كه پيش از اين به نامش اشاره شد و از ايشان است زكى الدّين بن ابى الاصبغ كه كتاب تحرير از آثار اوست و ديگرى ابن منقذ كه كتابى در اين فن تأليف نموده است و ديگرى ابن وشيق كه كتاب العمدة از آثار اوست و امثال ايشان .

قاضى سعد الدّين يا عزّ الدّين عزّ امير المؤمنين ابو القاسم عبد العزيز بن نحرير بن عبد العزيز بن براج طرابلسى

عالمى فاضل و فقيهى جليل معروف به ابن برّاج است . ابن براج بويژه در كتابهاى شهيد گاه به‌عنوان قاضى و گاه به‌عنوان قاضى بن برّاج خوانده شده است و اشهر در اختصار ، بطورىكه از اوايل فقه المعالم شيخ حسن استنباط مىشود : قاضى سعد الدّين بن براج است .