مؤلف گويد : اينگونه اختلافاتى را كه متعرض شديم ، ظاهر آن است كه ، موجب حيرتزدگى و تعدد صهرشتى يا وحدت او خواهد بود . حقيقت از نظر من آن است كه ، صهرشتى جز فرد واحدى بيش نيست زيرا ، حداكثر اين اختلافات در كتابهاى رجال ، در هنگامى به وقوع مىپيوندد كه مىخواهند ، از شخص واحدى به وجوه مختلف تعبير نمايند .
اكنون در ضبط « صهرشت » كه وى را بدان منتسب مىدانند بايد گفت :
مشهور آن است كه اين اسم را به كسر صاد بىنقطه و سكون ها و فتح راى بىنقطه و سكون شين نقطهدار و در آخرش تاى نقطهدار ضبط كردهاند و صهرشت ، نام دهكده يا يكى از نواحى است « 1 » .
شهيد در شرح ارشاد در بحث نصاب زكات گوسفند ، او را به عنوان :
ابو عبد اللّه صهرشتى نام مىبرد و اين نامبردارى مؤيد تعدد صهرشتى است ؛ زيرا مترجم ما با كسى كه شهيد ياد كرده است از نظر كنيه متفاوت است .
شهيد در شرح مزبور فتواهاى صهرشتى را ذكر مىكند و گاهى مىگويد :
وى در كتاب التنبيه چنين گفته است :
هامش
( 1 ) - ريحانه ، ج 2 در احوال صهرشتى مىنويسد : وى به شهرى صهرشت نام ، از بلاد ديلم منسوب مىباشد ليكن ، ما در بخشى از كتابها كه در تاريخ گيلان و ديلمستان باشد نامى از آن نيافتيم راهنماى دانشوران جلد دوم نيز او را منسوب به ديلم دانسته است . معجم البلدان ، ج 3 مىنويسد : صهرجت نام دو دهكدهاى است در مصر نزديك به يكديگر كه اكثر زراعت آنجا نيشكر است و هشت ميل تا نيل فاصله دارد و ابو الفرج محمّد حسن بغدادى از فقهاى شيعه بدانجا منسوب است و كتابى دارد به نام قبس المصباح و ممكن است اين كتاب مختصرى از كتاب مصباح المتهجد شيخ طوسى باشد و چند شعر از آثار نظمى او را ذكر كرده است .
نوشته ياقوت از نظر كتاب با مترجم ما برابر است و ليكن از جهات نام و نسب كاملا متفاوت مىباشد . به همين مناسبت در راهنماى دانشوران از اين دو تن تحت دو عنوان صهرجتى و صهرشتى ياد كرده ليكن نام قبس را در عنوان صهرجتى نياورده است - م .