فضلا نقل كرديم كه صهرشتى معروف را به عنوان نظام الدّين ابو عبد اللّه سليمان بن حسن ، معرفى كرده است ديگر آنكه منتجب الدّين و ابن شهرآشوب با قرب درجهاى كه با وى داشتند و بااينكه در روزگار او مىزيستهاند ، وى را متعدد نقل نكردهاند .
شيخ سليمان بن عصفور بحرانى درازى
شيخ معاصر در امل الآمل 2 / 129 گويد : وى ، فاضلى فقيه و محققى اخبارى و محدثى پرهيزكار و پارسا و از معاصران بوده است « 1 » .
شيخ سليمان بن على بحرانى شاخورى
شيخ معاصر در امل 2 / 129 گويد : وى ، فاضلى فقيه و علامه و از معاصران بوده است . رسالهاى در اصول الدّين و رسالهاى در جمعه و نيز رسالهاى در حكم ماهى بىفلس ( پولك ) دارد « 2 » .
هامش
( 1 ) - لؤلؤه مىنويسد : وى فاضلى فقيه و محدث بود ، در آغاز همراه برادر بزرگترش حاج احمد به امور غواصى مىپرداخت و پس از بيمارى از آن كار كناره گرفت و به شاگردى شيخ محمّد بن سليمان مقابى پذيرفته شد تا مقامى عالى به دست آورد و به اجازهء شيخ على بن سليمان مقابى بحرانى مفتخر گرديد و در عين حال كه به تدريس و ديگر امور دينى اشتغال داشت ، به بازرگانى هم سرگرم بود تا سال 1085 هجرى در كربلا درگذشت . برادرش شيخ عيسى در ضمن چكامهاى در سوگ او گفت :بشراك يا ابن صالح بشراكا * لهما تضمن كربلا مثواكا( 2 ) - لؤلؤه مىنويسد : شاخورى از مردم اصبع و مجتهدى خالص بوده و در شاخور مىزيسته است و شيخ احمد بحرانى نقضى بر رساله جمعه او نوشته است و رسالهاى در حليت توتون و قهوه در رد بعضى از اخبارىها نوشته است و از شيخ محمّد مقناعى روايت مىكرده و سال 1101 هجرى وفات يافته است . سيد عبد الرءوف جد حفصى در تاريخ او گفته است :صاح الغراب ب ( غاق ) فى رجب على ( 1101 ) * موت الفقيه فاى دمع يذخر