9 - كتاب مثنى بن وليد حناط ، 10 - كتاب خلاد سدى ، 11 - كتاب حسين بن عثمان بن شريك ، 12 - كتاب عبد اللّه بن يحيى كاهلى ، 13 - كتاب سلام بن ابى عمره خراسانى ، 14 - كتاب نوادر على بن اسباط .
يادآورى مىشود ، استاد استناد ما ايده اللّه تعالى همين كتابها و اصول چهاردهگانه را در بحار نام برده ، و بدانها اعتماد كرده ، و از آنها در كتاب بحار نقل كرده است و ما پيش از اين بخشى از امور مربوط به اصل زيد زراد و زيد نرسى را بيان داشتم . اكنون به چگونگى باقيمانده كتابهاى اصول ، اشاره مىكنيم .
استاد ما ايده اللّه مىنويسد : كتاب عصفرى از همان نسخه پيشين استفاده شده ، و سند آن كتاب در آغاز آن چنين آمده است : خبر داد ما را تلعكبرى ، از محمّد بن همام ، از محمّد بن احمد بن خاقان نهدى ، از ابو سمينه ، از ابو سعيد عصفرى عباد « 1 » .
و شيخ و نجاشى رحمهما اللّه از كتاب عصفرى ياد كردهاند و سند خود را به وى منتهى دانستهاند ليكن ، او را توثيق نكردهاند و ممكن است اخبار كتاب او درخور تأييد بوده باشد .
كتاب عاصم ، كه مؤلف آن ، عاصم بن حميد حناط است از موثقان و محدثان جليل معروف مىباشد . شيخ و نجاشى سندهاى خود را كه منتهى به كتاب او مىشود ، متذكر شدهاند . و در نسخهء يادشده سندش چنين است :
حديث كرد مرا ابو الحسن محمّد بن حسن بن حسين بن ايوب قمى ايده اللّه تعالى ، از ابو محمّد هارون بن موسى تلعكبرى ، از ابو على محمّد بن همام بن
هامش
( 1 ) - در آخر اصل مطبوع چنين آمده است : كتاب عصفرى را منصور بن حسن بن حسين آبى در روز پنجشنبه دو شب مانده از ذيقعده در سال 374 هجرى در شهر موصل از نسخه ابو الحسن محمّد بن حسن بن حسين بن ايوب ، قمى رحمه اللّه استنساخ كرد - م .