زكريا بن شيبان ، از محمّد بن ابى عمير ، از خلاد سندى ( يا سدى بدون نون ) بزاز كوفى .
كتاب حسين بن عثمان : نجاشى سند خود را به وى منتهى دانسته است و كشى و ديگران او را توثيق كردهاند و سند آن كتاب ، در نسخهاى كه نزد ما مىباشد بدين شرح است : تلعكبرى ، از ابن عقده ، از جعفر بن عبد اللّه محمّدى ، از ابن ابى عمير ، از حسين بن عثمان بن شريك .
كتاب عبد اللّه كاهلى : مؤلف اين كتاب ممدوح است ، و شيخ و نجاشى سند خود را به دو متصل مىسازند ، و سند آن در نسخه قديمه چنين آمده است از تلعكبرى ، از ابن عقده ، از محمّد بن حسن بن حكيم قطوانى ، از احمد بن محمّد بن ابى نصر ، از عبد اللّه بن يحيى .
كتاب سلام بن ابى عمره خراسانى : نجاشى او را توثيق كرده ، و سند خود را به كتاب او اتصال داده است و سند آن در نسخهاى كه نزد ماست چنين آمده است : تلعكبرى ، از ابن عقده ، از قاسم بن محمّد بن حسن بن حازم ، از عبد اللّه بن جبله ( كنيانى ) از سلام .
كتاب النوادر على بن اسباط : مؤلفش موثق و فطحى است ، نجاشى و شيخ سند خود را به وى منتهى مىدانند « 1 » .
و سند آن طبق نسخهاى كه نزد ما مىباشد ، بدين شرح است : از تلعكبرى ، از ابن عقده ، از على بن حسن بن فضال از ابن اسباط .
( تا بدينجا آنچه مناسب بود از بحار 1 / 43 - 45 به پايان رسيد ) .
هامش
( 1 ) - تاريخ كتابت آن روز چهارشنبه پنجروز باقيمانده از ذيحجه سال 374 هجرى در موصل بوده است . از نسخه محمّد بن حسن قمى و از نسخه شيخ تلعكبرى ايده اللّه استنساخ شده است - م .