كتاب محمّد بن مثنى بن قاسم حضرمى ، نجاشى اين شخص را توثيق كرده ، و طريق خود را به وى منتهى داشته است .
و در نسخه قديمه پيشين ، سندش چنين آمده است : حديث كرد ما را شيخ هارون بن موسى تلعكبرى ، از محمّد بن همام ، از حميد بن زياد ، از احمد بن زيد بن جعفر ازدى بزاز ، از محمّد بن مثنى « 1 » .
كتاب عبد الملك بن حكيم : نجاشى ، عبد الملك را توثيق كرده است و او و شيخ طوسى طريق خود را به وى منتهى مىدانند .
در نسخه قديمه سندش بدين شرح است : خبر داد ما را تلعكبرى ، از ابن عقده از على بن حسن بن فضال ، از جعفر بن محمّد بن حكيم ، از عمويش عبد الملك « 2 » .
كتاب المثنى يا مثنى بن الوليد : شيخ و نجاشى طريق روايت را به وى منتهى ساختهاند و در نسخه متقدمه چنين آمده است : تلعكبرى ، از ابن عقده ، از على بن حسن بن على بن فضال ، از عباس بن عامر ، از مثنى بن الوليد الحناط .
كتاب خلاد : نجاشى و شيخ ، سند خود را به وى منتهى دانستهاند و سند آن ، در آغاز آن اصل چنين آمده است : تلعكبرى ، از ابن عقده ، از يحيى بن
هامش
( 1 ) - در نسخهء مطبوعه تاريخ كتابت آن ذكر نشده است و پس از آن حديث جعفر بن محمّد قرشى ضبط شده است و در آخر آن حديث مىنويسد : اين نسخه را منصور بن حسن بن حسين آبى در ماه ذيحجه سال 374 هجرى از نسخه ابو الحسن محمّد بن حسن بن حسين ابن ايوب قمى در موصل استنساخ كرده است .
( 2 ) - كتاب عبد الملك تاريخ كتابت ندارد و در آخر آن حديث داود را كه در متن اين كتاب آمده و ترجمه شده است آورده و در پايان آن كاتب مىنويسد : اين حديث محمول بر تقيه است چه آنكه عامه ، انبياى عظام را معصوم نمىداند بنابراين ، تعجب داود بىاساس نبوده است - م .