پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خطاب به من فرمود : برو به بهشت ! عرض كردم بهشت كجاست ؟ فرمود بهسوى راست حركت كن ، در آنجا درى بالابلند از نور خواهى ديد كه گشاده است ، وارد آن شو ! گفتم : آيا آن در باز است ؟
فرمود : آرى ، گشاده است ! عرض كردم با اين حالت زشت و ناپسند چگونه وارد بهشت بشوم ؟ فرمود : هرگاه وارد آن محل شدى نهر كوثر را در كنار در بهشت خواهى ديد وارد آن نهر شده ، تمام ناپسندىها از تو بر طرف مىشود . پس از آن بهسوى ديگر توجه كن ، جامههايى را خواهى ديد هر اندازه كه به لباس احتياج دارى از آنها بپوش . سپس همانجا آرام بگير و استراحت كن ، و يا از خوراكىهاى آنجا تناول كن ! سؤال كردم يا رسول اللّه ! در آنجا چگونه خوراكى است ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در آنجا خرماى رطب و انگور و شير است .
به عرض رسانيدم ، به حق شما سوگند ، رطب ، و شير را دوست مىدارم !
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آرى ، رطب و شير خوراك مردم شهر شماست .
سؤال كردم در آنجا چه كنم ؟ فرمود : بنشين تا مأمورى بيايد و تو را به محلى كه خدا براى تو آماده فرموده است ، هدايت كند .
اندكى از حضور مباركش دور شدم ، درى بالابلند و نورانى را ديدم كه گشاده است و كسى هم در آنجا نيست ، وارد شده ، نهر كوثر را ديدم كه جريان دارد ، در ميان نهر رفتم و خود را شستشو دادم ، ناراحتى و همهگونه پليدى از بدن من بر طرف شد . از نهر بيرون آمدم ، حسب الامر به طرف ديگر توجه كردم ، جامههايى را ديدم كه برخى از آنها در صندوق بود . از آن جامهها هر اندازه كه لازم داشتم ، پوشيدم .
سر بالا كردم ، درختهاى زياد و سرزمينى بس نيكو و قابل انس و علاقه به نظر آوردم و چنانكه فرموده بود ، خرماها و انگورها ديدم و همزمان دو
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 554
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٥٥٤