تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
در اين حال ، سيد على بن صائغ را ديدم كه به‌سوى من مىآيد از وى استقبال كردم . و هريك از ما دو تن به ديگرى مژده داديم و از ديدار هم‌ديگر اظهار خرسندى كرديم . و من از حال شيخ زين الدّين ( شهيد ثانى ) و گروهى ديگر از آشنايان جويا شدم . او گفت ، مناسب است محل هريك از آيندگان تعيين شود . گفتم به نام خدا هرگونه كه مىتوانى انجام بده . هم‌زمان ، از سيدى از مردم نجف به نام سيد رضى الدّين بن سيد شمس الدّين صائغ ، و از پسر عمويش سيد زين الدّين و گروهى ديگر ياد مىنمود ، و جاهاى هريك را معين مىكرد . به دنبال آن از من پرسيدند ، آيا مىدانى چه مسافتى را طى كرده‌اى ؟ گفتم خير ، گفتند : تا بدينجا صد فرسنگ تقريبى را طى كرده‌اى و چند برابر ديگر تا اين جهت كه ما بر فراز آن قرار گرفته‌ايم ، باقى مانده است . سپس ساعتى طولانى مرا به جانب راست و شرق سير دادند پس از اين ، با نشاطى كامل و خاطرى آسوده از خواب بيدار شدم و باقيمانده آن شب را عرق كردم و خداى تعالى ، بر من منت نهاد و عافيت را نصيب من كرد « 1 » . و ما هم از خدا مىخواهيم كه آنچه را در خواب مىبينيم خواب‌هاى آشفته نبوده باشد . ( حكايت خواب شيخ محمّد جبانى تا بدينجا به آخر مىرسد . ) مؤلف گويد : در آخر يكى از نسخه‌هاى كشف الريبة دوازده حديث مسند ديدم و در همان‌جا نيز به نام گروهى از مشايخ شيعه و سنى شهيد
هامش
( 1 ) - امين عاملى ، در اعيان الشيعة مىنويسد : شيخ محمّد جبانى شاگرد شهيد بوده است و من كمتر از ثلث آن خواب را نقل كردم و خواب به اين طولانى و با چنين نظم و ترتيب به سرحدى است كه اگر كسى آنچه را در اين خواب آمده ، در بيدارى ببيند نمىتواند جزئيات آن را به خاطر بسپارد و نقل كند خدا از حقيقت آن آگاه است - م .