تاريخ وفات آنكه هميشه به درگاه خدا مىناليد جمله به خدا سوگند بهشت جايگاه اوست 966 هجرى .
به طورى كه از برخى از مشايخ شنيده و به خط برخى از آنها ديدهام ، علت شهادت او اين بوده است كه دو نفر به عنوان رفع نزاع و مخاصمت نزد او آمدند ، شهيد به نفع يكى و زيان ديگرى داورى كرد . شخص محكوم خشمناك شده نزد قاضى صيدا كه نامش معروف « 1 » بود رفت و از داورى شيخ شهيد قدّس سرّه شكايت كرد .
شهيد ثانى در آن اوقات به تأليف شرح لمعه اشتغال داشت و هر روز يك جزو از آن شرح را مىنگاشت . و از نسخه اصليش به دست مىآيد كه آن كتاب را در مدت شش ماه و شش روز به پايان رسانده است چه آنكه ، او تاريخ آغاز به شرح را در پشت همان نسخه نوشته است .
قاضى پس از آنكه از جريان اطلاع پيدا كرد ، مأمورى را به جانب جبع گسيل داشت تا وى را دستگير كند و همان موقع شهيد ثانى در موستانى كه در خارج شهر داشت به سر مىبرد تا با فراغت خاطر به تأليف آثار خود بپردازد . مأمور با يكى از مردم جبع ملاقات كرد و احوال شهيد را از او جويا شد . جبعى كه گويا از سؤال او پى به منظور او برده بود ، اظهار داشت مدتى است كه به سفر رفته است و از او اطلاعى نداريم . همزمان به خاطر شهيد رسيد كه عازم حج شود و با آنكه چند نوبت به حج بيت اللّه رفته بود ، اين بار به منظور اينكه خود را از دست دژخيمان پنهان بدارد ، در هودج روپوشيدهاى نشست و بهسوى حجاز روانه شد .
هامش
( 1 ) - روضات نقل كرده است قاضى نامبرده در نامهء به شهيد مىنويسد : « ايها الكلب » . شهيد پاسخ مىدهد : « ان الكلب معروف » - م .