تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
و نيم در قسطنطنيه اقامت گزيد و به دنبال آن ، تدريس مدرسه نوريه بعلبك را برعهده گرفت . شهيد ثانى ، در مراجعت ازآنجا به بعلبك رفت و مدت درازى در آن مدرسه به تدريس مذاهب خمسه اشتغال ورزيد . پس از اين ، ابن عودى بخشى از آثار او را كه پيش از اين يادآور شديم ، ذكر مىكند . ( تا اينجا خلاصه‌اى از آنچه يادآورى شد ، به پايان رسانيدم . ) از « رساله ابن عودى » و اجازه شيخ حسن و اجازات شهيد استفاده مىشود ، كه شهيد از گروه زيادى از اعلام سنى استفاده كرده ، و كتاب‌هاى فراوانى در فقه و اصول الدّين و اصول الفقه و امثال اين‌ها در نزد آن‌ها خوانده ، و كتاب‌هاى آن‌ها را از خود ايشان روايت كرده است . و همين رويه را نيز شهيد اوّل و علامه حلى در روزگار تحصيل خويش به كار بسته‌اند و شكى نيست ، غرضى كه ايشان از اين طرز كار داشته‌اند ، غرض صحيح و شايسته‌اى بوده ، و بر اين عمل امورى مترتب بوده است « 1 » ، كه از
هامش
( 1 ) - شيخ يوسف در كتاب لؤلؤة البحرين ذيل احوال شيخ زين الدّين سبط شهيد ثانى مىنويسد : شيخ زين الدّين در نوشتن آثار احتياط مىكرد و به‌همين‌جهت مىگويد : متأخران تأليفات زيادى به‌وجود آوردند و به همين مناسبت اشتباهات بسيارى در آثار آنان به‌وجود آمد و گاهى هم موجبات قتل گروهى را دربرداشت و از جدش شهيد ثانى و شهيد اوّل و علامه به شگفت آمده است كه چرا از علماى عامه حداكثر استفاده را نموده‌اند و چرا در كتاب‌هاى فقه و اصول و حديث آن‌ها تتبع كرده و بلكه آن‌ها را از ايشان فراگرفته‌اند و بالاخره با چشم انكار بديشان نگريسته ، و در پايان نوشته است ، بر عمل ايشان آثارى مترتب است كه بايد مترتب باشد و خدا از آن‌ها درگذرد شيخ يوسف پس از اين اظهار نظر زين الدّين ، كمال تمجيد را كرده و خود هم مطالبى را بدان افزوده است كه به لؤلؤه بايد مراجعه كرد . امين عاملى مىفرمايد ، از جمله امور مترتبه آن است كه اعلام ما در اجتهاد و تقسيم حديث از عامه تبعيت كرده‌اند و اين ايرادى است كه اخبارىها وارد آورده و گفته‌اند در دو روز بود كه دين منهدم شد يكى روزى كه علامه حلى متولد شد و خطاى