تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
مأمور كه تحت تأثير سخنان ناشايست او قرار گرفت ، وى را در همان مكان كه در ساحل دريا بود از پاى درآورد و سر بريدهء او را همراه خود برد . در همان محل گروهى از تركمانان مىزيستند ، شب‌هنگام انوارى را مشاهده كردند كه از آسمان به زير مىآيد و بالا مىرود . تركمانان به طرف انوار توجه كردند بدن بىسرى را در روى زمين افتاده ديدند . جسد اين مرد بزرگوار را به خاك سپردند و قبه‌اى بر فراز آن بنياد كردند . از طرف ديگر همان مأمور ، سر بريدهء شهيد را نزد سلطان برد . سلطان كه سر بريدهء او را ديد ، سخت ناراحت شد و گفت : به تو دستور داده بودم تا او را زنده نزد من بياورى و حال آنكه تو بر خلاف فرمان من او را كشته و سر بريدهء او را براى من آورده‌اى ؟ و بالاخره بنا به سعى و پيشنهاد سيد عبد الرحيم عباسى « 1 » ، سلطان او را كشت . پس از اين ، در ذيل يادآورى نام ابن عودى ، ابياتى را كه وى در سوگوارى شهيد ثانى انشاد كرده است خواهيم نگاشت .
هامش
( 1 ) - عباسى از علما و ادباى قرن دهم هجرى بوده است در شقايق نعمانيه مىنويسد : در مصر متولد شده و در روزگار سلطان بايزيد به روم رفته است و در مدرسه قسطنطنيه تدريس مىكرد عالمى خوش‌اخلاق و نيك محاوره بود آثارى در نظم و نثر دارد معاهد التقصيص در شرح ابيات تلخيص از اوست . در سال 963 هجرى در سن نزديك به صدسالگى درگذشت . اعيان الشيعة مىنويسد : عباسى همان كسى است كه شهيد در سفر استامبول از او استفاده علمى نموده است . ابن عودى در رساله شرح حال شهيد مىنويسد : شهيد با عباسى ملاقات كرده است ليكن مراتب فضل او را براى ما نقل مىكرده ، بنابراين شهيد از شخص او استفاده نكرده است بلكه از آثار او بهره برده است و هرگاه سال 963 درگذشته باشد چگونه دربارهء كشنده شهيد كه سال 965 هجرى اتفاق افتاده ، كوشش داشته است - م .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 547 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني