سبيل الهداية ، و اجازة الشيخ حسين بن عبد الصمد « 1 » ، و فوائد خلاصة الرجال و رسالهاى در دعوى اجماع در مسائل شيخ طوسى و مخالفت خود او ، و رسالهاى در يادآورى از احوال او و امثال اين رسالهها و اجازهها و حاشيهها .
از شهيد ثانى فرزند فرزند فرزندش ( على بن محمّد بن حسن ) در كتاب الدر المنثور 2 / 149 - 199 ياد كرده و در ستايش او آنچه را كه درخور وى بوده است ، متذكر شده است و بيشتر آنچه كه ما ياد كرديم و اضافه بر آنچه كه ما به جهت بيم از طولانى شدن كلام ، متعرض نشدهايم اشاره كرده است « 2 » .
و شاگرد شهيد شيخ محمّد بن على بن حسن بن عودى عاملى جزينى - كه پيش از اين نوشتيم از خواص اصحاب او بوده - در شرح حال او تاريخى تأليف كرده است كه ما به پارهاى از آن دست يافتيم و بخشى از احوال او را آنجا ايراد مىكنيم « 3 » .
هامش
( 1 ) - اين اجازه در مجلد اجازات بحار آمده است و در آغاز آن مىنويسد : بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه الذى اوضح للانام سبل الاكرام تا آنجا كه خود را بدين نام و نشان ياد كرده است : زين الدّين بن على بن احمد بن جمال الدّين بن تقى الدّين صالح بن مشرف عاملى ، و از شيخ حسين با كمال عظمت ياد كرده و مىنويسد : شيخ حسين مبادى الوصول و تهذيب علامه حلى و شرح شمسيه و شرايع و قواعد را نزد من خوانده به خوبى از عهده برآمده است و از مشايخ خود شيخ على ميسى و ديگران را نام مىبرد و در آخر اجازه ذيل نام جدش احمد مىنويسد الشهير بابن الحاجة و تاريخ آن شب پنجشنبه سوم جمادى الآخر سال 941 هجرى بوده است - م .
( 2 ) - كتاب الدر المنثور من المأثور و غير المأثور تأليف على بن محمّد بن حسن بن شهيد ثانى است كه از محدثان و دانشوران قرن يازدهم بوده و شرح حالش در مجلد دوم اين كتاب آمده است و اين اثر ارزنده در ضمن دو مجلد در عصر ما به طبع رسيده است .
( 3 ) - رساله مزبور به نام بغية المريد فى الكشف عن احوال الشهيد بخش مهمى از اين رساله كه به دست شيخ على افتاده در الدر المنثور ايراد كرده است ، آغاز آن پس از بسمله الحمد للّه