از جمله مىنويسد : شيخ شهيد قدّس سرّه بهترين صفات كمال و ارزندهترين خوىهاى شايسته را دارا بود و به انواع شايستگىها نايل آمده بود ، داراى روحى بزرگ ، كه سراسر وجودش را فراگرفته بود و رويه پسنديدهاى داشت كه آثار فضيلت از آن هويدا بود .
شهيد ثانى ، شيخ امت و مرجع فتواى آنان بوده است . آغاز و انجام فضيلت ، در محور او به گردش درآمده بود و همگى عمر شريفش را در اكتساب فضيلت سپرى ساخته ، و اوقات شبانهروز خود را به امورى برگزار مىكرد ، كه سودمند به حال او بود .
سپس ، از اوقات تدريس و مطالعه و تصنيف و مراجعه و كوشش در عبادت ، و تهيه هزينه زندگى و روا كردن نيازمندان ، مفصلا سخن گفته است و مخصوصا متعرض شده است كه از ميهمانان و واردان با كمال خوشرويى و نشاط پذيرايى مىكرد و آنان را با گرمى هرچه بيشتر به وثاق خويش مىپذيرفته است .
سپس ، به مراتب علمى او اشاره مىكند ، كه در فن ادب و فقه و حديث و تفسير و معقول و هيئت و هندسه و حساب و ديگر كمالات ، به نهايت درجه نايل آمده بوده است و در عين حال كمككار همسرش بوده ، چنانكه شبانه براى تهيه غذا و امثال آن ، هيمه به پشت مىگرفته و به خانه مىآورده است .
هامش
رافع درجات العلماء پس از آن مىنويسد اولين بار كه به خدمت شهيد رسيدم مصادف با سال 945 هجرى بود پس از نامگذارى كتابش مىنويسد : اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و ده فصلى و يك خاتمه است از اين رساله شيخ على ، مقدمه و سه فصل از آن را در كتاب خود ايراد كرده است - م .