فرمان برادرش سرپيچى كرده و مقصر است و اين سرپيچى يك نافرمانى بوده ، كه از وى به ظهور رسيده است و اينگونه نافرمانى هم ، زيانى به حال او ندارد زيرا ، او انسان عادى بوده است ، و شيعه براى غير امام معتقد به عصمت نيست بلكه ، مانند ديگر مردم دچار تقصير و معصيت مىشود و اين موضوع هم قابل سهلانگارى است .
گذشته از اين ، ممكن است گفته شود كه از فحواى پارهاى از اخبار به دست مىآيد كه حضرت باقر عليه السّلام او را بالصراحه از قيام بازنداشته است بلكه ، به وى فرموده است ، در نتيجه نهضتى كه خواهى كرد به سرانجامى چنين و چنان گرفتار خواهى شد .
و امام باقر عليه السّلام او را مخير كرده است به اينكه ، يا آخرت و قتل را براى خود برگزيند يا اينكه دنيا و زندگى و آسايش دنيا را بر قتل ، برترى بدهد .
زيد بخش اوّل را بر دوم برترى داد .
نظير آنچه را گفتيم ، مىتوان دربارهء اسيرى گفت ، كه گرفتار دست كافرى شده است و بايد اظهار كفر كند ، و يا اسيرى كه به دست يكى از ناصبىها دچار شده است ، و از وى مىخواهد تا از على عليه السّلام تبرى بجويد و حضرت امير عليه السّلام را سب كند . چنين اسيرى مخير است اظهار كفر كند و از قتل نجات يابد و يا ابراز سب كند و از قتل رهايى يابد ، هرچند برترى قتل بر كفر و سب مقدم است .
سيد ابو محمّد زيد بن على بن الحسين الحسينى
منتجب الدّين گويد : وى صالحى دانشور و فقيه بود . مراتب علمى را از شيخ ابو جعفر طوسى فراگرفت و كتاب المذهب و كتاب الطالبيه و كتاب