تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
زيد بن على بن الحسين الحسينى ، و با توجه به اين نسبت ابو محمّد نمىتواند از جد اعلايش روايت كرده باشد .

زيد النار

به طورى كه گفته مىشود ، وى از بازماندگان جليل ائمه عليهم السّلام است و مرقد او در ولايت مرو است « 1 » .
هامش
( 1 ) - در عمدة الطالب مىنويسد : زيد فرزند حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام است . در روزگار ابو السرايا محمّد بن محمّد بن زيد بن على بن الحسين براى او پرچم بست و به مجردى كه وارد بصره شد و بدانجا دست‌يافت خانه‌هاى بنى عباس را طعمه آتش قرار داد و نخلستان‌هاى آنان را به آتش كشيد و اموالشان را از ميان برد . و به همين مناسبت به زيد النار مشهور شد و حسن بن سهل با او نبرد كرد و بر او ظفر يافت و او را نزد مأمون فرستاد و همچنان‌كه به زنجير درآمده بود در شهر مرو به حضور مأمون رسيد و مأمون او را به حضور حضرت رضا عليه السّلام گسيل داشت و جرمش را به آن حضرت بخشيد و حضرت رضا عليه السّلام هم او را آزاد كرد و سوگند ياد فرمود ، هيچ‌گاه با او هم‌سخن نشود و پس از چندى مأمون او را مسموم ساخت . پيش از اين ذيل احوال زيد بن على بن الحسين نوشتيم ، حضرت رضا عليه السّلام فرمود برادرم زيد را ( زيد النار ) با زيد بن على بن الحسين مقايسه نكنيد چه آنكه زيد بن على از علماى آل محمّد بوده است . شيخ صدوق از حسن بن جهم روايت كرده است كه گفت : حضور حضرت عليه السّلام شرفياب بودم و زيد و برادر آن حضرت هم حضور داشت امام عليه السّلام خطاب به او فرمود : اى زيد از خدا بترس ، زيرا ما به هر مقامى نايل آمده‌ايم از پرهيزكارى بوده است و كسى كه پرهيزكار نباشد و كارهاى خود را تحت برنامه‌اى كه خدا مىخواهد قرار ندهد از ما خانواده نمىباشد ، اى زيد نسبت به شيعيان ما اهانت مكن كه اعتبار تو از ميان خواهد رفت ، چه آنكه شيعيان ما براثر علاقه‌اى كه با ما دارند همواره مورد آزار و شكنجه ديگران قرار مىگيرند . پس اگر به آن‌ها اهانت كردى به خود ستم كرده ، و حقت را باطل گردانيده‌اى . حسن بن جهم گويد ، پس از اين امام عليه السّلام خطاب به من فرمود : اى پسر جهم هركس و از هر قبيله‌اى كه باشد هرگاه با دين خدا مخالفت كند ، از وى متنفر باش و كسى كه با خدا دشمنى كند از علاقه‌مندى به او چشم بپوش پرسيدم يا ابن رسول اللّه دشمن خدا كيست ؟ فرمود : كسى كه از وى نافرمانى كند . گويد هنگامى كه زيد را پيش مأمون آوردند گفت ، به جاى آنكه خانه دشمنان ما كه بنى أميه و ثقيف و غنى و باهله و آل زياد باشند ، به آتش بكشى ، خانه‌هاى پسرعموهاى خودت را طعمه آتش قرار دادى !