تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
اصحابش براى مداواى او طبيبى حاضر كردند . طبيب با مهارت خاصى تير را از پيشانى مباركش بيرون آورد . زيد ناله‌اى كرد و در دم روح شريفش به رياض رضوان انتقال يافت . اصحاب وى در هنگام دفن او اختلاف كردند ، بعضى گفتند او را در آب بيفكنيم . گروهى گفتند سرش را جدا مىكنيم و بدن شريفش را در ميان كشتگان قرار مىدهيم . فرزندش يحيى ، مانند اينكه اين پيشنهاد را پذيرفته باشد گفت : آرى ، بدن پدرم را ، سگ‌ها نخواهند دريد . ديگران گفتند ، بدن او را در گودالى كه گل در آن مىريزند ، دفن مىكنيم و آب بر روى آن مىبنديم اين پيشنهاد پذيرفته شد . جسد شريف زيد را در آن گودال دفن كردند و آب بر روى آن جارى كردند . بعضى هم گفته‌اند ، بدن او را در ميان نهر يعقوب دفن كردند و آب را كه پيش از اين از محل دفن او بازگردانيده بودند ، دوباره پس از آن در ميان نهر جارى ساختند در آن هنگام غلام زيد كه از مردم سند بود ، از اين جريان اطلاع پيدا كرد و همو هم مخالفان را از محل دفن وى اطلاع داد . بارى ، پس از شهادت جناب زيد اصحابش متفرق شدند و فرزندش يحيى ، به جانب كربلا عزيمت كرد و در نينوا ، به خانه سابق آزادشده بشر ابن عبد الملك بن بشر ، وارد شد . يوسف كه از شهادت زيد اطلاع يافت ، دستور داد تا در خانه‌هاى اطراف كنجكاوى كنند و جسد او را به دست بياورند . غلام سندى ، در روز جمعه دست‌نشاندگان يوسف را از مدفن زيد باخبر ساخت . جسد او را از قبر
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 519 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني