تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
در قرارگاه خود بود ، برابر گرديد نصر و همراهان او با عمرو درآويختند و در نتيجه عمرو كشته شد و همدستان او فرار كردند . زيد به اتفاق ياران باوفايش به جبانه سالم ، توجه كرد و ازآنجا به جبانه صائدىها كوچ كرد . در محل جبانه ، پانصد تن از شامىها فرود آمده بودند . زيد همراه با يارانش با آن‌ها نبرد كرد و همگى آن‌ها منهزم شدند . زيد ، ازآنجا به خانه انس بن عمرو ازدى ، كه از جمله بيعت‌كنندگان با زيد بود ، راهى شد . همراهيان زيد او را به كمك‌كارى خود دعوت كردند . انس بن عمرو پاسخ آن‌ها را نداد ، خود زيد پيش آمد و وى را به همراهى خويش دعوت كرد . بازهم پاسخى نداد . زيد فرمود : چقدر مردم گزافه‌گو هستيد ، آرى كارى را كه نبايد انجام دهيد ، انجام داديد . خدا به حساب شما رسيدگى فرمايد . زيد ازآنجا به كناسه حركت كرد و با گروهى از شامىها كه در آنجا بودند نبرد كرد و آن‌ها را شكست داد . زيد ازآنجا همراه دويست مرد حركت كرد و يوسف نگران حال او بود و هرگاه زيد مىخواست يوسف را از پاى درآورد ، مىتوانست . ريان دست‌نشانده يوسف ، در ميان شامىها در تعقيب زيد بود . زيد ، پس از اين نبرد ، به جانب مصلاى خالد روان شد و وارد كوفه گرديد و برخى از يارانش به جانب جبانه مخنف بن سليمان ، حركت كردند و با شامىها روبرو شدند و با آن‌ها به نبرد برخاستند و يكى از ايشان به اسارت شامىها درآمد و او را پيش يوسف بردند . يوسف دستور قتل او را صادر كرد ، و كشته شد . زيد هنگام ورود به كوفه احساس كرد كه كوفىها روى خوشى به او نشان نمىدهند و هنگامى كه خود را در آنجا خوار و بىمقدار يافت ، به