زيد ، كه سخنان آنها را شنيد آنان رافضه ناميد و اين نامگذارى از سوى زيد بود ، و حال آنكه ديگران مىپنداشتند ازآنجاكه آنان از زير بار بيعت او بيرون رفتند ، مغيره آنها را رافضه خوانده است .
پيش از آنكه زيد خروج كند گروهى حضور حضرت صادق عليه السّلام رسيدند و به حضرتش اطلاع دادند كه زيد از مردم بيعت گرفته است . امام عليه السّلام فرمود : آرى ، با او بيعت كنيد كه او در خاندان ما فردى شايسته و بزرگوار است . ليكن آنها كه اين سخن را از امام عليه السّلام شنيدند ، بازگرديدند و تأييد امام عليه السّلام را پوشيده داشتند .
اوّل شبى از ماه صفر بود كه زيد با ياران خود قرار داد كارزار را منعقد ساخت .
قرارداد او به گوش يوسف بن عمر رسيد . وى از شنيدن آن و به منظور علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد ، مأمورى را بهسوى حكم گسيل داشت و پيام فرستاد ، تا مردم كوفه را در مسجد اعظم گرد آورد و آنها را در محاصره قرار بدهد .
حكم ، بنا به دستور او كوفىها را در مسجد اعظم گرد آورد ، ازسوىديگر اصحاب زيد در خانه معاوية بن اسحاق بن زيد بن حارثه انصارى ، به ديدار وى شتافتند . و او شبانه در آنجا خروج كرد . ياران او آتشها افروختند و تا بامداد صداشان به ، يا منصور بلند بود . در آن موقع زيد به قاسم حضرمى و يكى از يارانش دستور داد تا به شعارشان ادامه دهند و همزمانى كه اين دو تن در بيابان عبد قيس بودند ، جعفر بن عباس كندى همراه با گروهى بر آنها هجوم آورد و مردى را كه همراه قاسم بود از پاى درآوردند و خود قاسم را دستگير كردند و نزد حكم آوردند . حكم ، دستور
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 514
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٥١٤