دعوت مىكند و گروهى گرد او را فرامىگيرند و طولى نمىكشد ، دستگير مىشود و از پاى درمىآيد و در كناسه كوفه به دار آويخته مىگردد « 1 » .
آرى ، كار زيد رضى اللّه عنه بدانجا كشيده شد كه امام عليه السّلام اطلاع داده بود .
شيخ عبد اللّه بن فارس بن احمد تازى ملا قرشى سنى مالكى ، در كتاب كشف الغطا من سرائر ما اخفاه اهل الضلال يعنى شيعه اماميه پس از ايراد و اعتراض بر شيعه مىنويسد : از جمله اعتراضات ، اين است كه زيد بن على خروج كرد و ادعاى امامت نمود با آنكه ابن بابويه در كتاب ثواب الاعمال مىنويسد : امام صادق عليه السّلام فرموده است : كسى كه خود را امام قلمداد كند و حال آنكه امام نمىباشد ، روز قيامت سياهروى وارد محشر مىشود ، هرچند مدعى امامت از بستگان على و فاطمه بوده باشد . و فرموده است كسى كه ادعاى امامت كرد و اهليت آن را نداشته باشد كافر است .
پس از ايراد بر شيعه و تناقضگويى آنها كلام را تا آنجا ادامه داده است كه ، ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين از جابر جعفى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطاب به حضرت امام حسين عليه السّلام فرمود : مردى از پشت تو به نام زيد بهوجود خواهد آمد كه روز قيامت او و يارانش كه سپيدرويانند پا بر گردنهاى مردم مىگذارند و بدون حساب وارد بهشت مىشوند .
باز از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است ، دربارهء محمّد بن عبد اللّه نفس زكيه ، و برادرش ابراهيم ، خطاب به فرزندانش فرمود : اين دو تن به خدا سوگند از شكيباورزان و كريمانند و به خدا قسم در حالى از دنيا چشم بپوشند كه هيچگونه آلودگى بدانها نرسيده باشد .
هامش
( 1 ) - طرز بيان امام عليه السّلام حاكى از تقيه بوده است - م .