و تصميم داشتند كه به دنبال بيعت با او با هشام بجنگند . ليكن ، طولى نكشيد كه بيعت را شكستند و به دست دشمنش گرفتار ساختند . و او را كشتند و در محلى به نام كناسه به دار آويختند و مدت چهار سال جسد پاكيزهاش بر فراز دار باقى ماند . و كسى از مردم كوفه خم به ابرو نياورد و هيچكس نه با دست و نه با زبان به يارىاش برنخاست . و آن قدر بر فراز دار بود ، كه چند فاخته در درون او لانه كردند .
كوفىها ، براى نخستين بار نبود كه نسبت به زيد ، پيمانشكنى و خيانت كرده بودند ، بلكه ، همچنانكه با جدش پيمان شكسته بودند با او نيز پيمان را شكستند و آنچنانكه به پدران و نياكان او به خيانت پرداختند ، با او هم خيانت كردند . اينك ، آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستمگران و پيمانشكنان است .
راوى گفته است ، هنگامى كه خبر شهادت زيد به عرض حضرت صادق عليه السّلام رسيد ، به سختى اندوهناك شد و در مفارقت و ستمديدگى او ناله كرد و به دنبال آن دستور داد تا از مال شخصى خود ، به يادبود زيد صدقه دهند و به هر خانوادهاى كه در راه يارى زيد شهيد شدهاند ، هزار دينار داده شود .
جناب زيد ، در روز دوشنبه دو شبانه روز از ماه صفر گذشته ، در سال 120 هجرى و در سن 42 سالگى شهيد شد .
آرى ، در شهادت زيد منافقان خرسند و مؤمنان اندوهناك بودند ، و حكم ابن عباس كلبى از شهادت حضرت زيد فرحناك بود و روز شهادت او را جشن گرفت و به شادى از شهادت او گفت :
صلبنا لكم زيدا على جذع نخلة * فلم نر مهديا على الجذع يصلب