تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
دنبال او پيش رفتم ، شنيدم مىگويد : آرى ، جعفر در امور حلال و حرام پيشواى ماست . در روايت آمده است ، آن‌گاه كه زيد بن على ، مؤمن الطاق را به همراهى با خودش دعوت كرد و او از پذيرفتن دعوت او خوددارى نمود ، ( زيد گفت ) در نزد من صحيفه‌اى است كه در آن از كشتن و به دار آويختن من يادآورى شده است . ابو بكر خوارزمى ، در ضمن نامه خود به شيعيان نيشابور - و اين هنگامى بود كه حكمران نيشابور قصد آزار آن‌ها را داشت ، و بلا و مصيبت در تمام مدت حكمرانى آل مروان تا روزگار عباسيان ادامه يافته بود - نوشته است : تا اينكه خداوند خواست دوران آن‌ها را با بزرگ‌ترين گناهان آن‌ها پايان دهد و عظيم‌ترين معاصى آن‌ها را در روزهاى آخر حكومت آنان قرار دهد و باقيماندهء حقى كه در بوته اهمال مانده و دينى كه معطل گشته است ، زيد ابن على به ارث برد . پس منافقان عراق از يارى او دست بازداشتند و گروه‌هاى شامى او را به قتل رسانيدند . و نصر بن خزيمه اسدى و معاوية بن اسحاق انصارى كه از شيعيان او بودند و گروهى از پيروان او و حتى آن‌ها كه با وى پيوستگى زناشويى پيدا كرده ، و آنان كه با وى هم‌سخن گرديده ، و آن‌ها كه به خواسته وى رفتار كرده بودند ، از پاى درآوردند . و ازآن‌پس كه پردهء احترام مردان حق را به دست ستم خويش دريدند و مرتكب چنين گناه بزرگى شدند خداى متعال بر آن‌ها خشمناك شد ، و سلطنت را از اختيار ايشان بيرون برد و ابو مسلم را بر آن‌ها مسلط گردانيد تا به آخر . و در همان نامه به منظور يادآورى از چگونگى شهادت زيد و عرض تسليت ، به شيعيان مىنويسد : زيد را در كناسهء كوفه به دار آويختند و سر
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 492 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني