از زيد بن على حكايت شده است . آنگاه كه پرچم نهضت عزت و شهادت بر سر مبارك جناب زيد به اهتزاز درآمد گفت : سپاس خداى را كه دين مرا به كمال رسانيد . و اضافه كرد به خدا سوگند از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شرمندهام كه فرداى قيامت در كنار حوض كوثر به حضور مباركش شرفياب شوم ، در حالى كه در ميان پيروانش امر به معروف و نهى از منكر نكرده باشم « 1 » .
شيخ صدوق به سند خود ، از عمرو بن خالد روايت كرده است ، زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام فرمود : در هر زمانى يكى از ما خانواده وجود دارد كه خداى متعال بهوجود او بر آفريدگانش اتمام حجت مىفرمايد و حجت روزگار ما ، برادرزادهام جعفر بن محمّد عليهما السّلام است كه هركسى از وى پيروى كند گمراه نشده است ، و هركه از او سرپيچى نمايد به هدايت نايل نيامده است .
نجاشى ، به سند خود از عمار ساباطى نقل كرده است كه گفت : آنگاه كه زيد خروج كرد سليمان بن خالد هلالى هم با او همراه بود ، در آن هنگام كه ما در كنارى و زيد هم در كنارى بود ، مردى از سليمان پرسيد : آيا زيد بهتر است يا جعفر بن محمّد ؟ سليمان گفت : به خدا سوگند يك روز با جعفر بودن ، بهتر از اتمام روزهاى دنياست كه با زيد باشيم .
عمار گويد : پس از آنكه آن مرد پاسخ سليمان را شنيد بهسوى زيد حركت كرد و آنچه را از سليمان شنيده بود براى او بازگو نمود و من هم
هامش
( 1 ) - اين حديث را ابو طالب سيد يحيى در تيسير المطالب و سند خود ، از ابو الزناد روايت كرده است - م .