تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
بود ، بدان پايه رسانيد كه بهترين افراد ( پيمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ) را از او به وجود آورد . بنابراين ، كسى كه جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ازاين‌كه كنيززاده باشد ، ننگى ندارد . هشام كه ناراحت شده بود به او گفت : از نزد من بيرون شو ! زيد فرمود : آن‌گاه كه از پيش تو بيرون گردم آن‌چنان بيرون مىروم كه از بيرون رفتن من ناراحت شوى . سالم خطاب به وى گفت ، اى ابو الحسن مبادا تصميم برخلافى اظهار نمايى ! زيد از پيش هشام بيرون آمد و به جانب كوفه روان شد . محمّد بن عمر بن على بن ابى طالب عليه السّلام با زيد ملاقات كرد ، و گفت خدا را اى زيد ! اينك به خانه خود به روى و به كوفه عزيمت نكنى كه كوفيان به پيمان خود وفا نخواهند كرد . زيد پيشنهاد محمّد را نپذيرفت و اظهار داشت ، اسيران بىگناه ما از حجاز به شام و ازآنجا به جزيره و ازآنجا به عراق و ازآنجا به تيس ثقيف برده شدند و مخالفان ما را بازيچه هوا و هوس خود قرار دادند و ابيات زير را يادآور شد .
بكرت تخوفنى الحتوف كأننى * أصبحت عن عرض الحياة بمعزل فاجبتها ان المنية منهل * لا بد أن اسقى بكأس المنهل ان المنية لو تمثل مثلت * مثلى اذا نزلوا بضيق المنزل قاقنى حياءك لا أبا لك و اعلمى * انى امرؤ سأموت ان لم اقتل
خلاصه آنكه ، مرا از مرگ بيم مده كه از زندگى سيرم ، مرگ آبشخور من است و بايد كاسه مرگ را لاجرعه سر بكشم ، و مرگ آن هنگام در برابر من مجسم مىشود ، كه مخالفانم را در تنگناى قرار بدهم . حيا خود را حفظ كن اى بىمانند و بايد بدانى من آن مردى هستم كه اگر كشته نشوم به مرگ طبيعى خواهم مرد .