تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
سپس با محمّد وداع كرد و گفت : با خدا پيمان بسته‌ام كه هرگاه دست اطاعت در دست مخالفانم دراز كنم آنى زنده نمانم و به‌سوى كوفه روان شد و چندى را در آنجا پوشيده مىزيست و از منزلى به منزلى كوچ مىكرد و شيعيان با وى رفت و آمد داشتند و گروهى از مردم كوفه از جمله ، سلمة بن كهيل و نصر بن خزيمه و معاوية بن اسحاق بن زيد بن حارثه انصارى و گروهى از سرشناسان كوفه ، با وى بيعت كردند و قرارداد بيعت با او اين بود : ما شما را به كتاب خدا و سنت پيمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و نبرد با ستمگران و جانب‌دارى از درماندگان و بخشش به محرومان و تقسيم غنايم به تسويه در ميان اطرافيان و رد مظالم و يارى اهل بيت مىخوانيم . آيا بر اين قرارداد بيعت مىكنيد ؟ و هرگاه بيعت‌گذاران پاسخ مثبت مىدادند ، زيد دستش را بر روى دست آن‌ها مىگذارد . سپس خطاب به بيعت‌گذار مىفرمود : بر توست كه به پيمان خدا و رسول او پايدار باشى و به بيعت با من وفا كنى و با دشمن من كارزار نمايى و در آشكار و نهان از پشتيبانى من خوددارى نكنى و هرگاه او به آنچه او مىفرمود ، جواب مثبت مىداد ، زيد ، دست بر دست او مىكشيد و مىگفت : پروردگارا تو بدانچه او گفته است ، گواه باش . طولى نكشيد ، پانزده هزار تن و به قولى چهل هزار نفر با وى بيعت كردند ، و به پيروانش دستور داد تا خود را براى مبارزه با مخالفان ، آماده سازند . و همگان خود را براى مبارزه آماده كردند و در اندك وقتى كار زيد علنى شد . جريان كار او به طورى كه گفته شد ، بنا به گفته كسى است كه مىپندارد زيد از شام به كوفه آمد و پنهانى از مردم بيعت مىگرفت و كسى كه