و اما سيد امير قوام آثارى دارد از جمله : رساله عين الحكمه كه به پارسى نوشته است زيرا ، مانند استادش نمىتوانست عربى بنگارد و يكى از شاگردانش آن را به عربى برگردانيد .
امير قوام در اين رساله مطالب باطلى را به آيين خود در آن گنجانيده است « 1 » .
هامش
به اصفهان رفت و به درس ملا رجبعلى تبريزى و متأله فقيه ملا محسن فيض كاشانى حاضر شد و هنگامى كه برادرش محمّد محسن طيب دربار شاهعباس ثانى بوده او هم به طبابت دربار وى برگزيده شد و او را حكيم كوچك مىگفتند و هنگامى كه تكيه فيض را در اصفهان بنا مىكردند طبق مأموريتى كه داشت موقوفاتى براى آن مقرر داشت و از سوى شاهعباس به قضاوت قم موظف شد و به عنوان قاضى معروف گرديد و در روزگار شاه سليمان مورد سعايت قرار گرفت و مقرر شد در قلعه الموت تبعيد شود ليكن مورد عفو قرار گرفت و به قم رفت و به تأليف پرداخت ، در سال 1089 به اصفهان دعوت شد و تا سال 1102 در اصفهان بود . قاضى به پارسى و عربى شعر مىگفت و بخشى از اشعار او در بالا آورده شد و سال فوتش معلوم نيست . آثار او شرح توحيد صدوق در چندين مجلد ، ديگرى شرح اربعين كه به طبع رسيده و مقدمهاى در شرح حال او بدان ضميمه گرديده است ، ديگرى مقاله توحيد ديگرى اسرار عبادات ، حاشيهاى بر اثولوجيا و شرح حديث الغمامه و الاربعينات مشتمل بر ده رساله روح الصلوات اختلاف قرائات فوائد رضويه مرقات الاسرار النفحات الالهية ، الانوار القدسية ، المقصد الانسى ، الحديقة الورديه ، برهان القاطع و الطلائع و البوارق ، از آثار او حاشيه اشارات و كليد بهشت كه در بالا ياد شده است و فرزند فاضلى داشته به نام ملا صدر الدّين كه در قم اصول كافى را تدريس مىكرده و بعدها به منصب قضاوت آذربايجان منصوب گرديده - م .
( 1 ) - شيخ على حزين ، در تذكره خود مىنويسد : مير قوام الدّين حكيم مشهور و در حكميات و ساير فنون استاد و حاوى مآثر حكما بود . در تحصيل به مراتب عاليه رسيد . ذوقى عجيب و ملكهاى قوى داشت فقهاى ظاهر مورد التفاتش نبودند ؛ زيرا او را به عقايد حكما و انحراف از شريعت مقدسه نسبت مىدادند و حاشا عن الانحراف .
از شاگردان او قدوه حكما شيخ عنايت اللّه گيلانى بوده ، كه در اصفهان به افاده مىپرداخته است . سپس عازم گيلان شد و در قزوين رحلت كرد رحمة اللّه عليهما ، مؤلف ، نام او را بر خلاف قاعده در اين باب ذكر كرده است و غير از آنچه در اين محل آورده است اضافه ندارد جز اينكه وى قايل به اشتراك لفظى وجود بوده است . او ترك دنيا گفته و نزديك به 1093 هجرى درگذشته است و كسى به جنازهاش حاضر نشد . وى رسالهاى پارسى در بيان اشتراك لفظى داشته و رساله مختصرى به پارسى تأليف كرده است - م .