نجوم و طب و فرائض بياموزى ، زيرا عازم حركتم و مركبم در كنار منزلم آماده سوارى دادن است .
خليل خطاب به پسر كرد و فرمود : بگو ، الرفع للفاعل فى الاسماء ، و الثريا فى الشتاء على وسط السماء ، و السقمونيا مسهل الصفراء ، و اذا مات الرجل و له ابنان فالمال بينهما على السواء .
( در ميان اسمها فاعل مرفوع است ، و ستاره پروين در فصل زمستان در ميان آسمان است ، و « سقمونيا » « 1 » مسهل صفراست ، و آنگاه كه آدمى بميرد ، و وارث او دو فرزند باشد ، آنها ما ترك او را در ميان خود بالسويه تقسيم مىكنند . )
مؤلف گويد : اين مثل كه مركب من دم در معطل است ، مثل مشهورى در ميان پارسيان است كه حالت روستايى را وانمود مىكند كه خيال كرد دانش را به سادگى مىتوان به دست آورد .
ابو الربيع خليل بن اوفى شامى عاملى
وى ، از اكابر اجلا و از شيوخ قديمى و از دانشوران است ، و به نام :
ابو الربيع شامى ، معروف است .
مشهور آن است كه نامش خليل است و بعضى هم او را خالد گفتهاند و ممكن است ، خالد درستتر باشد .
هامش
( 1 ) - سقمونيا به ضم سين گياهى است كه رطوبت ميان آن ، مسهل صفرا است و همان رطوبت را در كتابهاى طبى « سقمونيا » گويند و در پارسى آن را « محموده » خوانند ،تو اين سقمونياى شكرآلود * ز داروخانه سعدى ستانى- م .