تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
او ، از ديگرى هم فرانگيرد ، هنوز از سفر حج بازنگشته بود كه خداى متعال قفل علم عروض را به دست او گشود . خليل از فنون موسيقى نيز اطلاع كامل داشت و همين سابقه ، موجب شد تا به استنباط عروض توفيق حاصل كند چه آنكه هر دو علم از مأخذ واحد استفاده مىكنند . در يكى از شب‌ها ، خليل و ابن مقفع با يكديگر ملاقات كردند و تا بامداد به گفتگو پرداختند پس از آنكه از يكديگر جدا شدند ، از خليل پرسيدند : ابن مقفع را چگونه ديدى ؟ خليل در پاسخ گفت : مردى را يافتم كه دانشش از خردش بيش بود و از پسر مقفع پرسيدند خليل را چگونه يافتى ؟ گفت مردى را ديدم كه عقلش از علمش بيش بود ، سيبويه فنون ادبيه را از او فراگرفته است . خليل ، در سال صدم هجرت متولد شده ، و در سال 170 هجرى و به قولى در سن هفتاد و چهارسالگى درگذشته است . پايان خلاصه‌اى از گفتار ابن خلكان در وفيات الاعيان 2 / 244 . مؤلف گويد : حكايت مزبور را ، ملا محمّد صالح قزوينى در كتاب نوادر العلوم به زبان پارسى ايراد كرده است و عكس آنچه را ، ابن خلكان اظهار داشته است ، گفته و مىنويسد : پس از آنكه خليل و عبد اللّه مقفع از يكديگر جدا شدند ، از خليل پرسيدند پسر مقفع را چگونه يافتى ؟ در پاسخ گفت مردى را ديدم كه عقلش از علمش بيش بود . از ابن مقفع پرسيدند ، خليل را چگونه ديدى ؟ در جواب گفت مردى را ديدم كه علمش از عقلش بيش بود . ملا صالح ، پس از نقل حكايت مزبور مىنويسد : سخن هر دو تن درست بوده زيرا ، خليل بىنهايت پارسا بوده است تا آنجا كه گويند در شهر بصره