خليل ، مردى شايسته و دانشورى بردبار و باوقار و نيكوكلام بوده است . از سخنان اوست : آدمى در صورتى به خطاى علمى خود مىرسد كه با ديگرى نشيند و آنچه را فراگرفته است ، به اطلاع او برساند .
سيبويه و نضر بن شميل از شاگردان او بودهاند « 1 » .
نضر بن شميل گويد ، خليل در شهر بصره در خانهاى ، از نى ، با كمال سختى روزگار مىگذرانيد . چنانكه قادر به تهيه دو فلس نبود ، ازسوىديگر اصحابش از مراتب علمى او كه استفاده كرده بودند ، ثروت هنگفتى به دست آوردند .
نضر گويد ، در يكى از روزها از وى شنيدم ، مىگفت : اينك در خانه را به روى خود مىبندم . تا همت به بيرون از آن نگمارم .
در يكى از مواضع آمده است كه خليل ، نيمى از واژه عرب ، و اصمعى يك سوم از آن را و ابو مالك ، همهء آن را در حفظ داشت . و بدينترتيب از اخبار نحوىها حكايت كردهاند ، ابن خلكان در تاريخش مىنگارد : آنگاه كه خليل به حج بيت اللّه مشرف شده بود ، از خدا درخواست كرد تا دانشى به وى الهام كند كه كسى در فراگيرى آن بر وى پيشى نگرفته باشد و بهجز از
هامش
( 1 ) - ابو الحسن عمرو بن عثمان ، معروف به سيبويه استاد به نام نحو ، اصلا از مردم بيضاى شيراز بود شرح حالش معروف و كتابش مشهور است . سال 180 هجرى در شيراز در سن 32 سالگى درگذشته ، و قبرش در محله سنگ سياه است و تازگى كتاب مفصلى در شرح حال او به طبع رسيده است . ابو الحسن نضر بن شميل از اساتيد نحو است چهل سال در باديه به سر برد و در بصره مىزيست آنگاه كه از نادارى به ستوه آمد از بصره بيرون رفت .
هنگام خروج هفتصد تن از اصحابش به بدرقهء او آمدند و در فراقش گريستند . وى گفت هرگاه هر روز يك ربع باقلا به دست مىآوردم از كنار شما نمىرفتم . شگفت آنجاست ، از ميان آنهمه جمعيت يكى پيدا نشد تا خرج روزانه او را كه يك ربع باقلا باشد تضمين كند . نضر ، سال 204 هجرى درگذشت - م .