او مردى است كه در صحنه نبرد جنگاوريش ستايش مىشود و در محراب عبادت ، ذكر خدا او را مىشناسد . و هرگاه بخواهم مناقب و مفاخر و مآثر او را بشمارم خود ، كتاب كاملى خواهد شد ، ليكن بدانچه در اين مجموعه نگاشتم بسنده مىكنم و مقصود ما آن است كه با ايراد اين جملات قربت خويش را به پيشگاه خدا و رسول و ائمه اطهار ايجاد كنيم ، زيرا ايراد چنان فضايلى ، از مثل چنين فرزندى ، وسيله رضامندى پدر با كرامت است .
اولئك آبائى فجئنى بمثلهم * اذا جمعتنا يا جرير المجامع
آنان نياكان منند ، پس تو ، اى جرير ! در آن هنگام كه در پيشگاه مردمان هستيم ، مثل آنها را براى من بياور .
تا اينجا ، آنچه را كه سيد على خان در مجموعه خود ايراد كرده بود ، به پايان رسيد مؤلف گويد : فراوانى فرزندان سيد خلف و بركتى كه در بازماندگان او به وجود آمده است ، تا آن حدى است كه در روزگار ما ، هرگاه والى حويزه كه از بازماندگان اوست سوار مركب مىشود زياده از پانصد تن از خويشاوندان و عشيرههاى او در ركاب وى به حركت مىآيند و شمارش اين عده علاوه بر گروهى است كه در عصر ما در طى واقعهاى از پاى درآمدند و يا پيش از اين در معركههاى كارزار كشته شدهاند « 1 » .
هامش
( 1 ) - سيد امين قدّس سرّه در اعيان الشيعة 6 / 330 شرح حال مفصلى از او ايراد كرده است و محض تتميم فايده به پارهاى از آن اشاره مىشود ، سيد مىنويسد : در مسوده كتاب اعيان مطالب زير را نوشتهام و در حال حاضر نمىدانم از چه مدركى ايراد كردهام سيد خلف بن عبد المطلب مشعشعى در نزد دايىهايش بنو تميم به نشو و نما رسيد و تا پانزدهسالگى در پيش ايشان به سر برد سپس پدرش او را به دورق طلبيد و مراتب علوم را از شيخ عبد اللطيف بن ابى جامع عاملى فراگرفت و در اندك وقتى به مقامى رسيد كه ديگران در مدت طولانى بدان مقام نايل نمىآيند و آثار او دليل بر تبرز و جامعيت اوست . و او پس از طى مراتب علمى به خدمت برادرش سيد مبارك والى حويزه پرداخت و در كارزارهايى كه اتفاق مىافتاد ، رشادت و جلادت ويژهاى از خود نشان مىداد و همين رشادتها باعث شد