مىكرد . خداى متعال هم به جبران پارهاى از ناراحتىهايى كه احساس كرده بود ، فرزندان پاكيزهاى به وى ارزانى داشت و به هريك از آنها آبادى بخشيد و چنان مىنمايد كه آن آبادىها را به عدد هريك از آنها احداث كرده بود و اينگونه بخشش را در روزگار حياتش به انجام رسانيد تا پس از درگذشت ، ميزان ما ترك براى فرزندانش معلوم باشد و اين پيشبينى حاكى از رأى صائب و همراه با حكمتى است ، كه ديگران از آن بىخبر بودند .
سيد خلف ، در مدت زندگانيش حاصلى را كه از زمينهاى متصرفيش به دست مىآورد بدينگونه به مصرف مىرسانيد . مثلا آن بخش را كه به عنوان زكات مىپرداخت در دفترى كه با حرف ( ز ) مشخص شده بود ضبط مىكرد و آن قسمت را كه به عنوان صدقه مستحبه مىپرداخت در دفترى كه با حرف ( ق ) مشخص شده و حاكى از قربت بود ، ثبت مىكرد و بخشى را كه به نام صله رحم پرداخت مىكرد در دفترى كه با حرف ( ص ) نشان مىداد و مراد صله رحم بود ، مىنوشت . و مبالغى را كه به واردان و سرايندگان و مخالفان مذهب مىپرداخت در دفترى كه با حرف ( س ) علامت گذارده بود و مراد ستر عرض و حفظ آبرو بود ، يادداشت مىنمود .
آرى ، آنچه يادآورى شد موارد پرداخت و مصارف محصول او بود و او با پرداخت مبالغ يادشده ، ديگران را بر خود برترى مىداد و به گرد آوردن ماليه اعتنايى نداشت و هرگاه پس از انفاقات مزبور چيزى باقى مىماند ، مىگفت ، پروردگارا ! مرا از آنهايى كه سيم و زر را گنجينه مىسازند و آنها را در راه خدا ، به مستمندان و بيچارگان نمىبخشند قرار مده .
سيد خلف پارسايى رياضتكش بود ، به نان خشك و لباس درشت اكتفا مىكرد و در اين راه از رويه پدران گرامىاش پيروى مىكرد و عبادتش ضرب المثل بود و پيش از آنكه از نعمت چشم محروم شود هر شب جمعه
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٥٢