تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
1 - تاريخ آنكه بدان اشاره شد منافى با روزگار ابن بابويه است . 2 - گروهى از مطلعان بر خلاف نظريهء او گواهى داده‌اند . 3 - مطالبى كه در آن كتب از آغاز تا انجامش آورده شده و سبكى را كه مؤلف از جهت خود برگزيده است ، با نظر و سبك ابن بابويه موافقت ندارد . آملى در آغاز كتاب جامع الاسرار به دنبال گفتارى كه در شأن حضرت مولى عليه السّلام ايراد كرده است مىنويسد : همگان پيوندهاى خويش را منتسب به حضرتش مىدانند ، از جمله صوفيه راستين ( شيعه ) افتخار ارتباط و پيوندى با آن حضرت را دارند ، زيرا ايشان سند علوم و انتساب فرقه‌هاى خويش را به حضرت او و پس از آن جناب به فرزندان و فرزندان فرزندان او عليهم السّلام يكى بعد از ديگرى متوجه مىدانند و علتش آن است كه فرقه‌هاى صوفيه ، يا منتسب به كميل بن زياد نخعى رضى اللّه عنه هستند كه او شاگرد ويژه و مريد بااخلاص آن حضرت بوده است . و يا منتسب به حسن بصرى هستند كه او هم از شخصيت‌هاى به نام شاگردان آن حضرت است . و يا انتساب ايشان به جعفر بن محمّد الصادق عليهما السّلام است كه آن حضرت فرزند فرزندان آن جناب عليهم السّلام است و حضرت او خليفه و وصى و امام معصوم و منصوص من عند اللّه است . مؤلف گويد : از اينكه آملى ، حسن بصرى را ستوده و او را از اعاظم شاگردان و مريدان ويژه آن حضرت قرار داده است ، خالى از غرابت و شگفتى نيست زيرا ، حسن بصرى از دشمنان و از كينه‌توزان آن حضرت و بالاتر از آن ، كه جاى شك و شبهه‌اى نيست ، از جنگ‌جويان با آن حضرت بوده است . ما به يارى خدا در بخش دوم به ترجمه اين قسمت خواهيم پرداخت ، و زشتىهاى او را برملا خواهيم ساخت .