و ازآنجاكه اين سيد در آيين تصوف ، تعصب ويژهاى داشته است ، سزاوار نيست كه او را در اين بخش ياد كنيم بلكه بايستى به بخش دوم موكل نماييم ليكن ، به پيروى از ديگران به شرح احوال او در اين بخش پرداختيم .
سيد حيدر ، از شيخ فخر الدّين فرزند علامه حلى و از حسن بن حمزه هاشمى روايت مىكرده است .
آملى مؤلف كتاب الكشكول فيما جرى على آل الرسول است و پس از اين ، آشنا خواهيد شد و نيز كسى كه اين كتاب را از آثار علامه بداند ، خطا كرده است . و از كسانى كه اين كتاب را به علامه حلى نسبت دادهاند ، سيد هاشم بحرانى است كه در كتاب مدينة المعاجز آن را از تأليفات علامه دانسته است و همچنين شيخ معاصر رحمه اللّه در آغاز كتاب الهداة مىنويسد : كتاب الكشكول فيما جرى على آل الرسول منسوب به علامه است ، ليكن در آخر كتاب امل الآمل در ذيل كتابهايى كه مؤلفشان معلوم نيست مىنويسد :
كتاب الكشكول فيما جرى على آل الرسول كه در امامت است اگرچه به علامه حلى نسبت داده شده ، ليكن اين انتساب به ثبوت نرسيده است .
مؤلف گويد : علت عدم ثبوتش آن است كه ، در آغاز كشكول بالصراحه مىنويسد : اين كتاب در سال 735 هجرى به تأليف رسيده و پيداست كه تاريخ مزبور ده سال پس از رحلت علامه حلى بوده است . و وجود چنان تاريخى مىرساند كه كتاب از علامه حلى نيست و از كيست خدا داند . و شگفتآورتر از قول سيد بحرانى و شيخ حر عاملى ، نظريه ملا محمّد امين استرآبادى است . وى در حواشى فروع كافى مىنويسد : الكشكول فيما جرى على آل الرسول تأليف ابن بابويه است . بديهى است فساد اين نظريه از جهاتى چند آشكار است :
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣١٥