تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
خود درنمىآورد و اگر مالك هم بود آن را در اختيار و وقف قرار مىداد ، و از ملك خويش بيرون مىآورد . كتاب انوار سهيلى مشتمل بر چهارده باب است و در حقيقت به عنوان سخنان حكمت‌آميز و اندرز تأليف يافته ، و در ضمن آن ، براى آنكه گفتار حكيمانه آن ، در دل خوانندگان تثبيت پيدا كند همراه با پاره‌اى از افسانه‌ها و حكايت‌هاى عجيب و خنده‌آور تدوين شده است . اين كتاب را ملا حسين به نام امير شيخ احمد ، مشهور به سهيلى كه از امراء سلطان حسين بايقرا بوده تأليف كرده است « 1 » . و به طورى كه مىدانيم اصل اين كتاب از آغازى كه به وجود آمده به زبان هندى بوده و پيش از ظهور دين مبين اسلام ، آن كتاب را يكى از حكيمان هند براى پادشاه خود تدوين كرد و در روزگار جهان‌دارى انوشيروان پادشاه ايرانى كه نزديك به ظهور پيمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىزيسته از هند به ايران آمده است و به فرمان وى از لغت هندى به زبان پهلوى برگردانيده
هامش
( 1 ) - در تحفه سامى مىنويسد : امير شيخ نظام الدّين احمد مشهور به سهيلى از نژاد ترك‌هاست و طبعى به غايت پسنديده داشته ، و نسبت به شيخ آذرى ارادت مىورزيده ، از وى تمناى تخلصى مىكند ، او هم هنگام تفأل زدن به كتابى در سطر اوّل آن كلمه سهيه را مىبيند ، او را سهيلى تخلص مىدهد ، سهيلى دو ديوان به تركى و پارسى تدوين كرده ، ( پيش از اين نوشتيم اين دو ديوان را مقدمه ديگر بدائع الافكار به نام كاشفى خوانده است ) از اشعار اوست .به شام غم چو من دردىكشى كاندر شراب افتد * از آن كمتر كه تا روز جزا مست و خراب افتدو گويد :به روز غم كسى جز سايه من نيست يار من * ولى او هم ندارد طاقت شبهاى تار منو مولانا حسين واعظ عليه الرحمة و الغفران انوار سهيلى را به نام آن امير كبير مرقوم گردانيده است ، سهيلى در سال 918 هجرى وفات يافته است .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 277 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني