طغرايى ، شعر را در نهايت خوبى مىسرود ، و از جمله سرودههاى او لامية العجم است ، مشتمل بر آداب و حكم است و جايگاه چكامهء او مشهورتر از آن است كه نيازى به يادآورى داشته باشد ، و ديوان شعرى هم در كمال آراستگى و شايستگى دارد . از اشعار اوست « 1 » :
اذا ما لم تكن ملكا مطاعا * فكن عبدا لخالقه مطيعا
و ان لم تملك الدنيا جميعا * كما تهواه فاتركها جميعا
هما نهجان من نسك و فتك * يحلان الفتى الشرف الرفيعا
هرگاه پادشاهى نيستى كه ديگران از تو فرمانبردارى نمايند تو خود از آفريدگارت اطاعت كن . و هرگاه آنچنانكه بخواهى نمىتوانى از دنيا بهرهبرى نمايى ، از همگى آن دست بردار ، اين پيشنهاد دو راهى است براى از دست داشتن و حيله انگيختن كه جوان را به مرتبه شرافت مىرسانند .
از اشعار اوست :
يا قلب ما انت و الهوى من بعد ما * طال السلو و أقصر العشاق
أو ما بدا لك فى الافاقة و الاولى * نازعتهم كأس الغرام أفاقوا
مرض النسيم و صح و الداء الذى * أشكوه لا يرجى له افراق
و هذا خفوق النجم و القلب الذى * ضمت عليه جوانحى خفاق
هامش
باشد ، طغرايى را به بىدينى و الحاد نسبت داد ، و چگونگى حال او را به محمود اطلاع داد ، و محمود گفت : آرى ملحد را بايد كشت ، و بالاخره او را كشتند ، و خود شهاب اسعدهم ، در روز سهشنبه سلخ صفر سال 516 در بازار بغداد ، به دست غلام سياه طغرايى ، به منظور خونبها كشته شد - م .
( 1 ) - از آثار او علاوه بر ديوان و مصابيح الحكمه كتاب جامع الاسرار و تراكيب الانوار در فن اكسير و حقايق الاستشهادات در اثبات علم كيميا و اشارهاى به رد ابن سينا كه منكر كيميا بود ، ديگرى ذات الفوائد كه در رد ابن سينا است ، انتهى ما فى اعيان الشيعة - م .