تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
اى دل ، روزگار عشق به درازا كشيد ، و فريفتگان رو به كاستگى گذاردند ، اينك تو را با عشق و شور چه كار ؟ مگر از خاطر برده‌اى آن‌گاه كه به هوش آمدى با جام شيفتگى با آن‌ها كه آرامشى در خود احساس مىكردند به منازعه پرداختى ، آرى نسيم بيمار شد و بهبودى يافت ، و تو از دردى كه شكايت مىكردى بهبودى نيافتى ، ستارگان غروب كردند ، و دل من هم كه اعضا و جوارحم بر آن استوارند غروب نمود . امل الآمل 2 / 96 . خود ابن خلكان در وفيات الاعيان 2 / 185 گويد : حسين بن على بن محمّد بن عبد الصمد اصفهانى طغرايى فضيلتى بىنهايت و طبعى لطيف داشت ، و در نظم و نثر بر همگان برترى پيدا كرده بود ، و پس از پاره‌اى از اشعارش مىنويسد سال 515 هجرى درگذشته است . صفدى در الغيث المسجم 1 / 19 در شرح لامية العجم مىنويسد : علامه شمس الدّين محمّد بن ابراهيم بن ساعد انصارى ، در شهر قاهره به اطلاع من رسانيد ، آن‌گاه كه محمود سلجوقى برادر مسعود - مخدوم طغرايى - تصميم گرفت تا طغرايى را بكشد ، دستور داد تا وى را به درختى ببندند ، و در برابر او گروهى از تيراندازان قرار گيرند ، و او را هدف تيرهاى خود سازند . ازسوىديگر مردى را بىخبر از طغرايى در پشت آن درخت متوقف ساخت ، و به او گفت تا گوش دهد هنگامى كه طغرايى مىخواهد جان تسليم كند ، آخرين سخن او چيست ، و در ضمن به تيراندازان هم گفت تا من به شما اشاره نكرده‌ام وى را هدف تيرها قرار ندهيد ، همچنان‌كه تيراندازان تير در كمان گذارده ، و آماده دستور بودند ، طغرايى در آن حال ابيات زير را انشاد نمود :
و لقد أقول لمن يسدد سهمه * نحوى و أطراف المنية شرع و الموت فى لحظات أحور طرفه * دونى و قلبى دونه يتقطع
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 243 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني