و بعضى از علما تبصرة العوام را كه در ملل و نحل - و به پارسى - تأليف شده است ، به وى نسبت دادهاند و ظاهر آن است كه ، اين انتساب درست نباشد ، زيرا اظهار شده است ، كتاب تبصره از آثار سيد مرتضى ثانى يا دانشورى ديگر بوده باشد « 1 » . و هرگاه صحت سخن او را تصديق كنيم ، بايد بگوييم مرادش تبصرة العوام ديگرى است نه آنكه از آثار سيد مرتضى بوده باشد ، و اين كتاب در بيست و هشت باب تدوين شده است ، و در آن به نكوهش از صوفيه پرداخته است . و اينگونه نكوهش دليل بر آن است كه تبصرة العوام از آثار ابو الفتوح نباشد ، زيرا به طورى كه پيش از اين گفتيم ابو الفتوح تمايلى به تصوف داشته است .
و بعضى از متأخران علما ، تفسير ديگرى كه به عربى تأليف شده ، از آثار ابو الفتوح ياد كردهاند ، و خود او در آغاز تفسير كبيرش به يارانش وعده داده ، تا دو تفسير از جهت آنان تأليف نمايد ، يكى به پارسى و ديگرى به تازى ، و او تفسير پارسى را به تفسير تازى مقدم داشته است ، و به ظاهر تفسير عربى را نيز تأليف كرده است « 2 » .
هامش
آن را به استرآباد برد ، و به التماس يكى از نيك مردان به ترجمه آن اقدام كرد ، و در مجلد هفتم مىنويسد : در نسخهاى كه از آن به مطالعه ما رسيد ، در آغاز آن تصريحى به نام شاهتهماسب نشده بود ، و در نسخه ديگرى در آغاز آن آمده ، نسخه اصل را امير ضياء الدّين به ايران آورد ، و در اندك وقتى شهرت يافت ، پس از آنكه به اطلاع تهماسب رسيد ، از وى خواست تا آن رساله را به نام وى ترجمه كند ، و ممكن است ضياء الدّين لقب ملا ابراهيم استرآبادى بوده باشد .
( 1 ) - تبصرة العوام از آثار سيد مرتضى داعى است و به ضميمه قصص العلماء و گويا مستقلا هم به طبع رسيده باشد ، و سيد مرتضى از مشايخ شيخ منتجب الدّين مؤلف فهرست است - م .
( 2 ) - خود ابو الفتوح در آغاز تفسيرش پس از آنكه مىنويسد : درخواست آن را اجابت كردم اضافه نموده و وعده دادن به دو تفسير يكى به پارسى و يكى به تازى ، جز كه پارسى مقدم شد بر تازى ، براى آنكه طالبان اين ( فارسى ) بيشتر بودند ، و فائده هركسى به دو عامتر بود ،