مؤلفينش اشتباهى به وجود نيامده است ، بنابراين تصحيح طريق ، به كتب معمول در آن عصر ، دليل بر توثيق وسائط آنها نبوده است ، تا آنجا كه مىبينم برخى از معاصران لازم نمىدانند احاديثى را كه ثقةالاسلام كلينى ، از سهل بن زياد آدمى - كه از ضعفاى روات بوده - نقل كرده است ، دليل بر ضعف خود روايت باشد ، و اين موضوع از آن نظر است كه آن كتابها ، در آن عصر از شهرت برخوردار بودهاند .
در عين حال حقيقت مطلب از نظر من آن است كه ، غضائرى از ما فوق توثيق برخوردار بوده است ، زيرا علاوه بر توثيقى كه سيد ابن طاوس ، از او نموده ، شيخ و نجاشى هم ، بر وى اعتماد داشتهاند ، و رواياتى بسيار را ، بدون واسطه از وى نقل كردهاند ، و از وى به همان نحو كه نقل كرديم توصيف كردهاند و مطالب ديگر را ، كه در كتاب فهرست و رجال شيخ و نجاشى نقل كردهاند ، و توثيق او را مىتوان از سندهاشان و از آنچه در بسيارى از كتابهاى علماى اصحاب نقل شده استفاده كرد ، و همچنين توثيق او را مىتوان از اجازهاى كه شيخ و نجاشى از وى داشتهاند - و امثال اينها از شواهد ديگر - به دست آورد ، و بالاخره هيچ خردمندى ، باآنهمه شواهد ، شكى در وثاقت و عدالت و نهايت جلالت او نخواهد داشت .
به دنبال آنچه نوشته شد ميرزا محمّد در رجال كبيرش به ترجمهء غضائرى پرداخته ، و در ضمن ترجمه او ، مطالب علامه را از خلاصه و گفتار شيخ و نجاشى را از رجالشان ، به همان تفصيل كه ما در آغاز ترجمهء او آورديم ، ايراد نموده ، و پس از آن در منهج المقال ص 114 مىنويسد : در نسخههايى از فهرست شيخ كه در اختيار ماست ، چيزى از آنهايى را كه متعرض شديم نديدهايم .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٩٩