تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
عليك منا سلام اللّه ما صدحت * على غصون اراك الدوح و رقاها
در ويرانىها متوقف شو و احوال سلمى ( ساكنان ) را آنجا جويا شو و گريه كن و به آنجا نگران باش و از ارواح بدن‌هايى كه در اطراف آن به خاك غنوده‌اند ، كمك بگير و خود را راحت كن و هرگاه كسى نباشد كه تو را از چگونگى آن خبردار كند آنچه را مشاهده مىكنى ، تو را بىخبر نمىگذارد منزل‌هاى فضيلت كه خاك آن همانند طلا است ، و خانه انسى است كه ريگ‌هاى آن برابر با گوهر مىباشد ، همسايگانى در آنجا ساكن شده‌اند ، گذشت روزگار آن‌ها را كهنه كرده و از ياد برده است ، ماه‌هاى شب چهارده‌اى بودند ، كه ابرهاى مرگ آن‌ها را در تيرگى خويش قرار داد ، و خورشيدهاى فضيلتى بودند كه خاك‌هاى ابرمانندى ، بدن‌هاى آنان را در تاريكى خود پوشانيد ، بزرگوارى با كمال اسفناكى بر آن‌ها مىگريد ، و دين اسلام بر آن‌ها نوحه‌سرايى مىكند ، و فضيلت به سوگ آن‌ها مىنشيند ، چه پسنديده بود آن هنگام كه در زير سايه آن‌ها آرام مىگرفتيم و چقدر عمر آن اوقات كوتاه بود ، روزگار علاقمندى را پشت سر گذارديم ، و هم‌اكنون كه از آن‌ها ياد مىكنيم ، دل به تلاطم مىافتد و رگ و پيوندش از يكديگر مىگسلد ، اى همسايگان به هجر سفر كنيد ، و بدانيد كه بر دل داغ‌دار خود اسفناكم ، خوشا به حال شب‌هايى كه در وصل گذشت ، و سيراب باد روزهايى كه از دسترسى به دلدادگان خويش سيراب مىشديم ، بارى ، از دورى شما گريبان بزرگوارى دريد ، و اركان آنكه به دلباختگى به شما استوار گرديده بود متزلزل شد ، و از عالىترين قلهء دانش ، والاترين افراد به زير افتاد ، و كوه‌هاى سربه‌فلك‌كشيده علم و كمال منهدم گرديد ، اى بزرگى كه پاى شرافتمندى بر سر ستارهء سهى نهاده‌اى ، از گواراترين آب‌ها سيراب گرديدى اى گورها ، خورشيدهاى فضيلت را در خود نهان كرده‌ايد ،
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 169 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني