و درخشانترين راههاى دين را مسدود ساختهايد ، و كوههاى سربهفلككشيدهء جوانمردى را ، كه قدر و بهاى آنها بيرون از شمار است ، از پاى درآوردهايد ، بارى ، تا هنگامى كه كبوتر بر فراز شاخههاى اراك به نغمهسرايى مىپردازد ، در سوگ شما مىنشينم ، و درود خدا را به روان پاك شما نثار و ايثار مىكنيم .
مؤلف گويد : نسخهاى از فهرست شيخ طوسى را ديدم ، كه عزّ الدّين آن را نزد شهيد ثانى رحمه اللّه قرائت كرده و شهيد در پايان آن چنين مىنويسد : « خدا او را تأييد كند ، و به بزرگوارى و نيكبختى روزافزون او يعنى عزّ الدّين بيفزايد ، كه اين كتاب را در ظرف چند مجلس ، در پيش من خواند ، و به خوبى از تصحيح و ضبط آن برآمد و روز يكشنبه ، نيمه ماه مبارك رمضان ، سال 954 هجرى آخرين روز قرائت و تصحيح آن بود ، و من نيازمند به خداى تعالى ، زين الدّين على بن احمد شامى عاملى ، كه خدا را در برابر چنين امرى ، ستايش مىكنم ، و به پيغمبرش ايمان آورده ، بر او درود مىفرستم . »
عزّ الدّين ، تمايلى به تصوف داشت ، و از مشايخ صوفيه ستايشگرى به عمل مىآورد ، و به يادگارى گفتار و كلمات عارفانه آنان مىپرداخت ، چنانكه رويه فرزندش شيخ بهايى رحمه اللّه هم ، بر آن بود كه از نامبردگان تمجيد مىكرد ، و به نقل گفتار آنها مىپرداخت ، و مىتوان گفت عزّ الدّين ، اين رويه را تا اندازهاى از استادش شهيد ثانى فراگرفته بود و خود نيز بر آن نكاتى افزوده است . و از جمله ، مؤيدات تمايل مزبور ، آنكه در پايان رسالهء عقد طهماسب آنگاه كه به اندرز شاهتهماسب صفوى مىپردازد مىنويسد :
« به همين مناسبت بود برخى از پادشاهان و بزرگان دنيا به مجردى كه پا به سراچهء همت عالى مىگذاردند ، علم به خدا ، در باطن آنها رسوخ مىكرد ، و
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٧٠