اصفهان نزد فاضل هندى موجود است و من آن نسخه را كه به خط خود محشى بوده است ديدهام ، ليكن حواشى آن ، تا اواخر بحث صلاة مسافر ، بيشتر نبوده است و ممكن است زياده بر آن ، از طرف الهى حاشيه نشده باشد .
علاوه بر آثارى كه از الهى در شهر اردبيل به مشاهده من رسيده ، اجازاتى است كه اساتيدش به خط خودشان براى او مرقوم داشتهاند و ما بخشى از آنها را ، با آنكه اجازاتى طولانى و دامنهدار است ، ايراد مىنماييم ، و متأسفيم ، هرگاه شرح حال او را ، از نمودارى از معرفىنامههاى علمى ، و ديگرى از خصوصيات او خالى بگذاريم ، از آن جمله است ، اجازهاى كه استادش ، علامه دوانى به خط خود ، بر ظهر كتاب شرح الهياكل كه به خط خود الهى بوده ، نوشته است : قرائت كرد بر من ، مولاى سند و دانشور هوشمند ، كه برترى بر ديگران يافته ، و با همه گونه فضيلت پيوسته ، آنكه از خوىهاى پسنديده برخوردار گشته ، و بر اريكهء كوشش در راه به ثمر رسانيدن تكميل نفس نشسته ، و با جديتى تهى از هرگونه محن ، و با ذهنى استوار همچو آهن ، و با خاطرى مستحكم به فراگيرى دانش پرداخته و اسب همت به جولان آورده است ، جلال ملت و نيكبختى منبع رويه و آيين و منشأ زيركى و دين ، حسين اردبيلى ، كه خداى ارجمند ، باران دانشش را ، بر سرزمين باطن او جارى فرمايد ، و خوىهاى پسنديدهاش را ، در ميان اقران و امثال او بيفزايد ، اين كتاب را كه به نام شواكل الحور فى شرح هياكل النور و از آثار خود من است ، در نزد من قرائت كرد دلالت تام و تمام بر زيركى و هوشياروار زندگى او دارد ، و از هيچ جزئى از اجراى آن فروگذار ننمود و با تفحصى تمام و تجسسى ما لا كلام ، نقير و قطمير ( پوست
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٥١