از آثار او كتاب خلاصة الفقه است كه به اسم شاه اسماعيل تأليف كرده است ، و همگى ابواب فقه را در ضمن مجلدى بزرگ ، تدوين نموده ، و من آن را به خط خود او در اردبيل ديدهام و از پيشآمدهاى بىسابقه آنكه ، تاريخ تأليفش لفظ خلاصة الفقه كه نام آن كتاب است آمده است « 1 » . و از اوست حاشيه قواعد علامه ، در فقه و در حال حاضر ، نسخهاى از آن ، در
هامش
گلشن راز ، شرح مبسوطى است ، كه همراه با 12 صحيفه مقدمه مشروح شده ، و تاريخ آن 908 هجرى است ، و خود او در ماده تاريخش گفته است :شده تاريخ اتمامش چه روشن * زده عقلش رقم از ( شرح گلشن )مترجم گويد : در تاريخ مزبور صفحهء آخرين شرح گلشن الهى ، با خط بسيار خوبى گراور شده ، و در پايين آن نوشته شده ، نمونهاى از خط الهى ، صد حيف كه بخشى از آن گراور سياه شده ، پارهاى از اشعار وى ، كه متضمن ماده تاريخ فوق است ، و قابل خواندن است براى نمونه در اينجا مىآوريم :الهى تا بود ملك دل آباد * دمادم رحمت بىحد بر او باد
كه كى گلزار عيش و شادمانى است * مقام گلعذاران معانى است
درون روضه چون حوران فردوس * كشيده بهر دلها ز ابروان قوس
ز سوداى خطوخالش جهانى * رقم كرده سواد داستانى
فكنده در جهان آوازه عشق * بيان كرده حديث تازه عشق
شده تاريخ اتمامش چو روشن * زده عقلش رقم از ( شرح گلشن )
خداوندا اسير تست الهى * ندارد آبرو جز روسياهى
پناهى نيستش جز فضل عامت * نخواهد هيچگه جز ذكر نامت
بهم آورده از خوى خجالت * دوسهحرفى ز حال اهل حالت
چنانش بهره ساز از عبادت * كه باشد ختم كارش بر سعادت( 1 ) - تاريخ مزبور 942 هجرى قمرى است ، و اين تاريخ پس از درگذشت شاه اسماعيل است ، كه 930 بوده و در عين حال اين تاريخ و تاريخ شرح گلشن كه 908 هجرى است ثابت مىكند ، سال وفات الهى را كه مؤلف از تحفه سامى 905 نقل كرده ، و ما هم از آن تذكره ياد كرديم ، درست نيست و سال رحلتش 950 هجرى است و اللّه العالم - م .