تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
پايه‌اى از علم و فضل ارتقا يافته بود ، كه وجود كمال قادر به اظهار بىنيازى از وى نبود ، و همگان در برابر فضائل او انگشت تحير به دندان مىگزيدند و انگشت‌نماى علمى خاص و عام بود ، از پيشينيان به بهترين طرزى همگامى كرد ، و معاصران هم به فضيلت او اعتراف نموده‌اند ، و از هيچ‌گونه كوششى در راه به ثمر رسانيدن مراتب علمى اظهار خستگى نمىكرد ، و به احياى آنچه از دست رفته بوده مىكوشيده ، و با تمام نيرو به تحصيل وسائل آن‌ها اقدام مىكرد ، و سفرهء ادب را براى سيرى گرسنگان علم و دانش گسترانيده است . پس از آنكه مراتبى بسيار از ستايشگرىهاى او را به زبان قلم ايراد نموده ، به تذكار بخشى از آثار او كه پيش از اين نام برديم اشاره نموده ، و به دنبال آن قصائدى چند از او را ياد كرده است . و از جمله اشعار او كه سيد متذكر شده شعرهايى زير است .
و اقسم ما الفلك الجوارى تلاعبت * بها الصرصر النكباء فى لجة البحر باكثر من قلبى و جيبا و شملنا * جميع و لكن خوف حادثة الدهر
به خدا سوگند ناراحتىهايى كه كشتىها در ميان درياى خروشان ، از وزش باد هيجان‌خيز نكبا ( يا نكيبا ، بادى است كه از ميان شمال و صبا مىوزد ) احساس مىكنند بيشتر از ناراحتى طپش قلب من نبوده و اين ناراحتى در هنگامى است كه همه گرد يكديگر اجتماع كرده‌ايم ، در عين حال بيم پيش‌آمدهاى روزگار ما را راحت نخواهد گذاشت . و از اشعار اوست :
جودى بوصل او ببين * فاليأس احدى الراحتين أ يحل فى شرع الهوى * أن تذهبى بدم الحسين
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 113 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني