شرح است : شرح نهج البلاغة كه شرح بزرگى است و كتاب ديگر عقود الدرر فى حل ابيات المطول و المختصر و حاشية المطول و كتابى بزرگ در طب و كتابى مختصر در طب ، و حاشيه تفسير بيضاوى و رسالههايى در طب و فنون ديگر دارد . و هداية الابرار در اصول الدّين « 1 » و مختصر الاغانى و كتاب الاسعاف و رسالهاى در طريق عمل و ديوان شعر ، و ارجوزهاى در نحو و در منطق و امثال اينها .
حكيم سرودههايى نيكو داشت ، بهويژه مدايحى كه دربارهء اهل بيت سروده به خوبى از عهده برآمده است ، حكيم چندى را در اصفهان بسر برد سپس ساليانى چند ، در حيدرآباد بوده و همانجا بدرود زندگى گفته است .
حكيم ، دانشورى زبانآور و حاضرجواب و متكلمى حكيم و خوشفكر بود ، و از نعمت حافظه و استحضار مطالب به كمال برخوردار بود ، و در سال 1076 هجرى در سن چهل و دوسالگى درگذشت . سيد على بن ميرزا احمد ، در كتاب سلافة العصر 355 - 367 از وى ياد كرده ، و او را به اهميت بسيار ستوده است « 2 » . از جمله گويد : حكيم همانند كوهى پابرجا و سر به آسمان كشيده است كه در قرارگاه علم و دانش همچنان راسخ و ثابت بود ، و با خط علمى خويش رقم ناشايست نادانى را نابود ساخت ، آنگاه كه ديدار او دست داد ، وى را فردى يافتم در همه فضيلتها بىهمتا ، و به
هامش
( 1 ) - اين كتاب كه در فن درايه و حديث و اصول بوده در اين زمان به طبع رسيده است - م .
( 2 ) - سيد در آغاز نامبردارى از او مىنويسد : شيخ حسين بن شهاب الدّين حسين بن خاندار شامى كركى عاملى پس از ستايش از او مىنويسد : حكيم همواره در سفر بود و از جايى به جايى مىرفت تا سال 1074 به حيدرآباد و بر پدر من وارد شد ، و ازهرجهت مورد توجه پدر من قرار گرفت ، تا در روز دوشنبه يازده روز مانده از ماه صفر در سن 64 سالگى در سنه 1076 در حيدرآباد درگذشت ، سيد چند چكامهاى كه وى در مدح پدرش سروده است نقل كرده است .