حركت كردن در ركابش ممانعت كند ، و متوجه باشد هرگاه به آيين پيشين خود ، رفتار نمايد ، و تبرائىها در ركاب او حركت كنند ، او را خواهم كشت .
سيد به پيش خدمت گفت : به وى بگو من از همراهى تبرائىها ، در ركاب خودم ، ممانعت نخواهم كرد و پيغام فرستاد ، همانطور كه يزيد ، جد بزرگوارم حسين بن على عليه السّلام را شهيد كرد ، و مردم تا به حال او را لعنت مىكنند ، هرگاه او هم مرا بكشد مردم خواهند گفت ، يزيد ثانى حسين ثانى را كشت ، و به خاطر همين عمل ناپسند او را لعنت خواهند كرد .
پيشخدمت پاسخ او را شنيد ، و به دربار بازگشت ، اسماعيل از وى پرسيد ، سيد در پاسخ پيام ما چه گفت ؟ جواب داد ، سيد گفت اختيار با خود اسماعيل است ، اسماعيل گفت : پيدا است كه سيد چنين پاسخى نداده است حقيقت را بازگو كن ، و در غير اين صورت تو را خواهم كشت ، پيشخدمت از خجالت سر به زير انداخت و گفت نمىتوانم آنچه را سيد گفته به اطلاع تو برسانم ، اسماعيل اصرار كرد كه به راستى گفتهء سيد را بازگو كن ، پيشخدمت ناگزير جواب سيد را به اطلاع وى رسانيد ، اسماعيل به سختى ناراحت و متغير گرديد ، و گفت من نمىدانم با اين سيد چگونه رفتار كنم ، و با كمال خشم از جا برخاست و به حرمخانه رفت .
در همان رساله مىنويسد : اسماعيل براثر علاقهمندى به آيين مخالفان تصميم گرفت تا نقش سكهها را كه به اسامى ائمه به خصوص ، با جمله على ولى اللّه آراسته شده است تغيير بدهد ، در يكى از نشستها خطاب به علما و امرا گفت : اين پولها كه اكنون در دست يهود و نصارا و هندىها و ديگر از كافران قرار مىگيرد ، و آنها ، نام خدا را با دستهاى آلودهء خويش مس مىكنند ، بدين مناسبت تصميم گرفتهام تا ضرب اين سكهها را تغيير بدهم ، سادات و علما و فقهايى كه حضور داشتند از شنيدن اين موضوع
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٠٩