تيميه با كتابى كه نوشته عليه او برخاسته و در رد نظريات او پافشارى و حق امثال او را به خوبى استيفا كرده است .
و كتاب الاسرار الخفية فى العلوم العقلية و غير از آن از آثار اوست و چنانكه گويند عده آثار او به صد و بيست مجلد مىرسد .
و آنگاه كه كتاب ابن تيميه كه در ردّ بر او بوده به دست علامه رسيد ابياتى را كه از جمله بيت زير باشد به وى نوشت :
لو كنت تعلم كلما علم الورى * طرا لصرت صديق كل العالم
هرگاه از آنچه كه همگان باخبرند باخبر مىبودى ، دوست همه دانشمندان مىشد « 1 » .
شمس الدّين موصلى از قول ابن تيميه به علامه پاسخ داده است « 2 » .
گويند علامه حلى در دولت خدابنده از ديگر اعلام برتر و بالاتر بود و ثروت زيادى به دست آورد و در عين حال ، شخص بخيلى بود و در اواخر عمر به حج بيت اللّه مشرف شد و گروه بسيارى - در فنون مختلفه - افتخار شاگردى او را داشتند .
هامش
( 1 ) - قصص العلماء اين شعر را كه دنباله شعر بالا است از تذكره شيخ نور الدّين على بن عراق مصرى نقل كرده است :لكن جهلت فقلت ان جميع من * يهوى خلاف هواك ليس بعالم( 2 ) - پاسخ شمس الدّين محمّد بن محمّد بن عبد الكريم كه در جواب علامه گفته اين است :يا من يموه فى السؤال مسفسطا * ان الذى الزمت ليس بلازم
هذا رسول اللّه يعلم ما * علموا و قد عاداه اجل العالممؤلف قصص مىنويسد : جواب شمس الدّين واضح است : زيرا خطاب علامه با تقى الدّين بوده و موجبه جزئيه است ، و شمس الدّين سالبه جزئيه در پاسخ آورده است و سالبه جزئيه نقيض موجبه جزئيه نخواهد بود پس اين نقض ظاهر الدفع است .
قصص العلماء از سيد نعمة اللّه جزائرى نقل كرده است اين رباعى از تراوشات طبع علامه حلى است :لى فى محبته شهود اربع * و شهود كل قضية اثنان
خفقان قلبى و اضطراب مفاصلى * و شحوب لونى و اعتقال لسانى- م .