و گاهى از اجازهاى كه شيخ محمّد بن احمد بن محمّد صيهونى به شيخ على بن عبد العالى ميسى نامدار داده است برمىآيد كه ، علامه به توسط پدرش شيخ يوسف كتابهاى خواجه نصير را از او روايت مىكرده است .
اين احتمال نيز كه علامه به واسطه پدرش از خواجه روايت كرده باشد اشتباه است . مگر آنكه بگوييم چنانكه معمول است علامه به دو طريق از خواجه روايت كرده باشد و اين فرض هم در صورتى است كه به طريق بلاواسطه از وى نقل شده باشد و ما به زودى در ذيل احوال محقق طوسى به تحقيقاتى كه رفع اشتباه از هر دو احتمال كند خواهيم پرداخت « 1 » .
پس از اين مىنويسد : مكاتبهاى بين علامه و قاضى بيضاوى كه معاصر با او بوده ، اتفاق افتاده است . اين مكاتبه به دنبال يكى از مسائل اصولى بوده ، كه مربوط به كتاب قواعد الاحكام علامه حلى است و ازآنجاكه مكاتبه مزبور مشتمل بر پارهاى از فوائد علمى است ، مناسب است كه نامه و پاسخ آن را در اين مقام متعرض شويم . خدا ولى توفيق و اكرام است .
گروهى از دانشوران از جمله ، آقا رضى قزوينى در كتاب لسان الخواص صورتنامه را به دين شرح يادآورى كردهاند .
گويند ازآنپس كه قاضى بيضاوى در بحث طهارت قواعد علامه بدين جمله رسيد كه هرگاه مكلف ، يقين به طهارت و حدث داشته باشد و شك در متأخر يكى از آن دو بكند هرگاه به حال قبل از طهارت و حدث خود توجه نداشته باشد ، متطهر است و در غير اين صورت بايد استصحاب جارى كند .
پس از اين قاضى ، نامهاى به شرح زير به خط خود براى علامه نوشته است :
هامش
( 1 ) - در شرح حال محقق طوسى مطلبى را كه رفع اشتباه بكند مؤلف قدّس سرّه نقل نكرده است آرى ، اصل عبارتى را كه ما ، در صفحهء قبل از اجازهء بنى زهره ترجمه كرديم آورده است ، و اللّه العالم - م .